ورود به اسلام، اینجا کلیک کنید
اسلام الحق: قرآن و حدیث
(اسلام حقیقی)

Q.S از زخرف (اَلزُّخْرُف) - 89 تعداد آیات

(زخرف)

قاری

صوت ترتیل

1

حٰمۤ ۚ

Ḥā mīm.

حا میم


2

وَالْكِتٰبِ الْمُبِيْنِ ۙ

wal-kitābil-mubīn(i).

سوگند به کتاب (قرآن) روشن،


3

اِنَّا جَعَلْنٰهُ قُرْاٰنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُوْنَۚ

innā ja‘alnāhu qur'ānan ‘arabiyyal la‘allakum ta‘qilūn(a).

ما آن را به زبان عربی قرار دادیم تا شما بفهمید.


4

وَاِنَّهٗ فِيْٓ اُمِّ الْكِتٰبِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيْمٌ ۗ

wa innahū fī ummil-kitābi ladainā la‘aliyyun ḥakīm(un).

و آن در ام‌الکتاب نزد ماست، والامقام و پرحکمت.


5

اَفَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا اَنْ كُنْتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِيْنَ

afa naḍribu ‘ankumuż-żikra ṣafḥan an kuntum qaumam musrifīn(a).

آیا به خاطر اینکه شما قومی اسرافکار هستید، از یادآوری (قرآن) به شما چشم‌پوشی کنیم؟


6

وَكَمْ اَرْسَلْنَا مِنْ نَّبِيٍّ فِى الْاَوَّلِيْنَ

wa kam arsalnā min nabiyyin fil-awwalīn(a).

و چه بسیار پیامبرانی که پیش از تو به سوی پیشینیان فرستادیم،


7

وَمَا يَأْتِيْهِمْ مِّنْ نَّبِيٍّ اِلَّا كَانُوْا بِهٖ يَسْتَهْزِءُوْنَ

wa mā ya'tīhim min nabiyyin illā kānū bihī yastahzi'ūn(a).

و هیچ پیامبری به سویشان نیامد جز اینکه او را مسخره کردند.


8

فَاَهْلَكْنَآ اَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَّمَضٰى مَثَلُ الْاَوَّلِيْنَ

fa ahlaknā asyadda minhum baṭsyaw wa maḍā maṡalul-awwalīn(a).

پس ما کسانی را که از اینان نیرومندتر بودند نابود کردیم، و داستان پیشینیان گذشته است.


9

وَلَىِٕنْ سَاَلْتَهُمْ مَّنْ خَلَقَ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضَ لَيَقُوْلُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيْزُ الْعَلِيْمُۙ

wa la'in sa'altahum man khalaqas-samāwāti wal-arḍa layaqūlunna khalaqahunnal-‘azīzul-‘alīm(u).

و اگر از آنها بپرسی: «چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفرید؟» حتماً می‌گویند: «آن را توانای حکیم آفرید.»


10

الَّذِيْ جَعَلَ لَكُمُ الْاَرْضَ مَهْدًا وَّجَعَلَ لَكُمْ فِيْهَا سُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُوْنَ ۚ

allażī ja‘ala lakumul-arḍa mahdaw wa ja‘ala lakum fīhā subulal la‘allakum tahtadūn(a).

همان که زمین را برای شما گهواره‌ای قرار داد و برایتان در آن راه‌هایی نهاد تا هدایت شوید.


11

وَالَّذِيْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاۤءِ مَاۤءًۢ بِقَدَرٍۚ فَاَنْشَرْنَا بِهٖ بَلْدَةً مَّيْتًا ۚ كَذٰلِكَ تُخْرَجُوْنَ

wal-lażī nazzala minas-samā'i mā'am biqadar(in), fa'ansyarnā bihī baldatam maitā(n), każālika tukhrajūn(a).

و همان که از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد و با آن سرزمینی مرده (خشک) را زنده کردیم. این‌گونه شما (از قبر) بیرون آورده می‌شوید.


12

وَالَّذِيْ خَلَقَ الْاَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُمْ مِّنَ الْفُلْكِ وَالْاَنْعَامِ مَا تَرْكَبُوْنَۙ

wal-lażī khalaqal-azwāja kullahā wa ja‘ala lakum minal-fulki wal-an‘āmi mā tarkabūn(a).

و همان که همه را جفت‌جفت آفرید و برای شما کشتی‌ها و چهارپایان که سوار می‌شوید قرار داد،


13

لِتَسْتَوٗا عَلٰى ظُهُوْرِهٖ ثُمَّ تَذْكُرُوْا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ اِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُوْلُوْا سُبْحٰنَ الَّذِيْ سَخَّرَ لَنَا هٰذَا وَمَا كُنَّا لَهٗ مُقْرِنِيْنَۙ

litastawū ‘alā ẓuhūrihī ṡumma tażkurū ni‘mata rabbikum iżastawaitum ‘alaihi wa taqūlū subḥānal-lażī sakhkhara lanā hāżā wa mā kunnā lahū muqrinīn(a).

تا بر پشت آنها بنشینید و نعمت پروردگارتان را هنگامی که بر آنها نشسته‌اید یاد کنید و بگویید: «پاک است آن که این را برای ما رام کرد، در حالی که پیش‌تر توان تسلط بر آن را نداشتیم،


14

وَاِنَّآ اِلٰى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُوْنَ

wa innā ilā rabbinā lamunqalibūn(a).

و ما به سوی پروردگارمان بازمی‌گردیم.»


15

وَجَعَلُوْا لَهٗ مِنْ عِبَادِهٖ جُزْءًا ۗاِنَّ الْاِنْسَانَ لَكَفُوْرٌ مُّبِيْنٌ ۗ ࣖ

wa ja‘alū lahū min ‘ibādihī juz'ā(n), innal-insāna lakafūrum mubīn(un).

و آنها برخی از بندگانش را بخشی از او قرار دادند. به‌راستی انسان ناسپاسی آشکار است.


16

اَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنٰتٍ وَّاَصْفٰىكُمْ بِالْبَنِيْنَ ۗ

amittakhażū mimmā yakhluqu banātiw wa aṣfākum bil-banīn(a).

آیا او از آنچه آفریده، دخترانی برای خود برگزید و به شما پسران داد؟


17

وَاِذَا بُشِّرَ اَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمٰنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهٗ مُسْوَدًّا وَّهُوَ كَظِيْمٌ

wa iżā busysyira aḥaduhum bimā ḍaraba lir-raḥmāni maṡalan ẓalla wajhuhū muswaddaw wa huwa kaẓīm(un).

و هنگامی که به یکی از آنها مژده چیزی (تولد دختر) داده شود که برای (خدا) رحمان مثل زده‌اند، چهره‌اش سیاه می‌شود، در حالی که از غم و خشم فرو می‌خورد.


18

اَوَمَنْ يُّنَشَّؤُا فِى الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِى الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِيْنٍ

awamay yunasysya'u fil-ḥilyati wa huwa fil-khiṣāmi gairu mubīn(in).

و آیا کسی که با زیورها پرورش یافته و در جدال نمی‌تواند دلیل روشنی بیاورد (شایسته فرزند خدا بودن است)؟


19

وَجَعَلُوا الْمَلٰۤىِٕكَةَ الَّذِيْنَ هُمْ عِبٰدُ الرَّحْمٰنِ اِنَاثًا ۗ اَشَهِدُوْا خَلْقَهُمْ ۗسَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْـَٔلُوْنَ

wa ja‘alul-malā'ikatal-lażīna hum ‘ibādur raḥmāni ināṡā(n), asyahidū khalqahum, satuktabu syahādatuhum wa yus'alūn(a).

و آنها فرشتگان، بندگان (خدا) رحمان را، مؤنث پنداشتند. آیا شاهد آفرینش آنها بودند؟ شهادتشان ثبت خواهد شد و بازخواست می‌شوند.


20

وَقَالُوْا لَوْ شَاۤءَ الرَّحْمٰنُ مَا عَبَدْنٰهُمْ ۗمَا لَهُمْ بِذٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ اِنْ هُمْ اِلَّا يَخْرُصُوْنَۗ

wa qālū lau syā'ar-raḥmānu mā ‘abadnāhum, mā lahum biżālika min ‘ilm(in), in hum illā yakhruṣūn(a).

و گفتند: «اگر (خدا) رحمان می‌خواست، ما آنها (فرشتگان) را نمی‌پرستیدیم.» آنها هیچ دانشی درباره این ندارند، جز گمان می‌کنند.


21

اَمْ اٰتَيْنٰهُمْ كِتٰبًا مِّنْ قَبْلِهٖ فَهُمْ بِهٖ مُسْتَمْسِكُوْنَ

am ātaināhum kitābam min qablihī fahum bihī mustamsikūn(a).

یا آیا پیش از این به آنها کتابی داده‌ایم که به آن تمسک جویند؟


22

بَلْ قَالُوْٓا اِنَّا وَجَدْنَآ اٰبَاۤءَنَا عَلٰٓى اُمَّةٍ وَّاِنَّا عَلٰٓى اٰثٰرِهِمْ مُّهْتَدُوْنَ

bal qālū innā wajadnā ābā'anā ‘alā ummatiw wa innā ‘alā āṡārihim muhtadūn(a).

بلکه گفتند: «ما نیاکانمان را بر آیینی یافتیم و ما به دنبال ردپای آنها هدایت می‌شویم.»


23

وَكَذٰلِكَ مَآ اَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِيْ قَرْيَةٍ مِّنْ نَّذِيْرٍۙ اِلَّا قَالَ مُتْرَفُوْهَآ ۙاِنَّا وَجَدْنَآ اٰبَاۤءَنَا عَلٰٓى اُمَّةٍ وَّاِنَّا عَلٰٓى اٰثٰرِهِمْ مُّقْتَدُوْنَ

wa każālika mā arsalnā min qablika fī qaryatim min nażīr(in), illā qāla mutrafūhā, innā wajadnā ābā'anā ‘alā ummatiw wa innā ‘alā āṡārihim muqtadūn(a).

و این‌گونه، هرگاه پیش از تو (محمد) در شهری هشداردهنده‌ای فرستادیم، توانگرانش گفتند: «ما نیاکانمان را بر آیینی یافتیم و ما پیرو ردپای آنها هستیم.»


24

۞ قٰلَ اَوَلَوْ جِئْتُكُمْ بِاَهْدٰى مِمَّا وَجَدْتُّمْ عَلَيْهِ اٰبَاۤءَكُمْۗ قَالُوْٓا اِنَّا بِمَآ اُرْسِلْتُمْ بِهٖ كٰفِرُوْنَ

qāla awalau ji'tukum bi'ahdā mimmā wajattum ‘alaihi ābā'akum, qālū innā bimā ursiltum bihī kāfirūn(a).

(رسول) گفت: «آیا اگر برایتان چیزی هدایت‌بخش‌تر از آنچه نیاکانتان را بر آن یافتید بیاورم؟» گفتند: «ما به آنچه تو مأمور به ابلاغش هستی کافریم.»


25

فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِيْنَ ࣖ

fantaqamnā minhum fanẓur kaifa kāna ‘āqibatul-mukażżibīn(a).

پس آنها را نابود کردیم، پس ببین عاقبت تکذیب‌کنندگان چگونه بود.


26

وَاِذْ قَالَ اِبْرٰهِيْمُ لِاَبِيْهِ وَقَوْمِهٖٓ اِنَّنِيْ بَرَاۤءٌ مِّمَّا تَعْبُدُوْنَۙ

wa iż qāla ibrāhīmu li'abīhi wa qaumihī innanī barā'um mimmā ta‘budūn(a).

و (یاد کن) هنگامی که ابراهیم به پدرش و قومش گفت: «من از آنچه می‌پرستید بیزارم،


27

اِلَّا الَّذِيْ فَطَرَنِيْ فَاِنَّهٗ سَيَهْدِيْنِ

illāl-lażī faṭaranī fa'innahū sayahdīn(i).

مگر آنکه مرا آفرید؛ زیرا او مرا هدایت خواهد کرد.»


28

وَجَعَلَهَا كَلِمَةً ۢ بَاقِيَةً فِيْ عَقِبِهٖ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُوْنَۗ

wa ja‘alahā kalimatam bāqiyatan fī ‘aqibihī la‘allahum yarji‘ūn(a).

و او (ابراهیم) آن (کلمه توحید) را سخنی جاودان در نسل‌های پس از خود قرار داد تا بازگردند (به توحید).


29

بَلْ مَتَّعْتُ هٰٓؤُلَاۤءِ وَاٰبَاۤءَهُمْ حَتّٰى جَاۤءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُوْلٌ مُّبِيْنٌ

bal matta‘tu hā'ulā'i wa ābā'ahum ḥattā jā'ahumul-ḥaqqu wa rasūlum mubīn(un).

بلکه من به اینان و نیاکانشان نعمت (زندگی) دادم تا حقیقت (قرآن) و رسولی روشنگر به سویشان آمد.


30

وَلَمَّا جَاۤءَهُمُ الْحَقُّ قَالُوْا هٰذَا سِحْرٌ وَّاِنَّا بِهٖ كٰفِرُوْنَ

wa lammā jā'ahumul-ḥaqqu qālū hāżā siḥruw wa innā bihī kāfirūn(a).

اما وقتی حقیقت (قرآن) به سویشان آمد، گفتند: «این جادوست و ما به آن کافریم.»


31

وَقَالُوْا لَوْلَا نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْاٰنُ عَلٰى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيْمٍ

wa qālū lau lā nuzzila hāżal-qur'ānu ‘alā rajulim minal-qaryataini ‘aẓīm(in).

و گفتند: «چرا این قرآن بر مردی بزرگ (ثروتمند و بانفوذ) از یکی از این دو شهر (مکه و طائف) نازل نشده است؟»


32

اَهُمْ يَقْسِمُوْنَ رَحْمَتَ رَبِّكَۗ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَّعِيْشَتَهُمْ فِى الْحَيٰوةِ الدُّنْيَاۙ وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجٰتٍ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا ۗوَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُوْنَ

ahum yaqsimūna raḥmata rabbik(a), naḥnu qasamnā bainahum ma‘īsyatahum fil-ḥayātid-dun-yā, wa rafa‘nā ba‘ḍahum fauqa ba‘ḍin darajātil liyattakhiża ba‘ḍuhum ba‘ḍan sukhriyyā(n), wa raḥmatu rabbika khairum mimmā yajma‘ūn(a).

آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟ ما معیشت آنها را در زندگی دنیا تعیین کردیم و برخی را بر برخی دیگر به درجاتی برتری دادیم تا برخی از آنها برخی دیگر را به خدمت گیرند. و رحمت پروردگارت بهتر از چیزی است که جمع می‌کنند.


33

وَلَوْلَآ اَنْ يَّكُوْنَ النَّاسُ اُمَّةً وَّاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَنْ يَّكْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ لِبُيُوْتِهِمْ سُقُفًا مِّنْ فِضَّةٍ وَّمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُوْنَۙ

wa lau lā ay yakūnan-nāsu ummataw wāḥidatal laja‘alnā limay yakfuru bir-raḥmāni libuyūtihim suqufam min fiḍḍatiw wa ma‘ārija ‘alaihā yaẓharūn(a).

و اگر نبود که مردم امتی واحد (در کفر) شوند، برای کسانی که به (خدا) رحمان کفر ورزیدند، سقف‌های خانه‌هایشان را از نقره می‌ساختیم، و همچنین نردبان‌هایی که با آن بالا می‌روند،


34

وَلِبُيُوْتِهِمْ اَبْوَابًا وَّسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِـُٔوْنَۙ

wa libuyūtihim abwābaw wa sururan ‘alaihā yattaki'ūn(a).

و برای خانه‌هایشان درها (از نقره) و تخت‌هایی که بر آنها تکیه می‌کنند،


35

وَزُخْرُفًاۗ وَاِنْ كُلُّ ذٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيٰوةِ الدُّنْيَا ۗوَالْاٰخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِيْنَ ࣖ

wa zukhrufā(n), wa in kullu żālika lammā matā‘ul-ḥayātid-dun-yā, wal-ākhiratu ‘inda rabbika lil-muttaqīn(a).

و زیورهایی از طلا. و همه اینها جز لذت زندگی دنیا نیست، و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزگاران است.


36

وَمَنْ يَّعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمٰنِ نُقَيِّضْ لَهٗ شَيْطٰنًا فَهُوَ لَهٗ قَرِيْنٌ

wa may ya‘syu ‘an żikrir-raḥmāni nuqayyiḍ lahū syaiṭānan fahuwa lahū qarīn(un).

و هر که از یاد (خدا) رحمان روی گرداند، شیطانی را بر او می‌گماریم که همدم او شود.


37

وَاِنَّهُمْ لَيَصُدُّوْنَهُمْ عَنِ السَّبِيْلِ وَيَحْسَبُوْنَ اَنَّهُمْ مُّهْتَدُوْنَ

wa innahum layaṣuddūnahum ‘anis-sabīli wa yaḥsabūna annahum muhtadūn(a).

و آنها (شیطان‌ها) آنها را از راه راست بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت شده‌اند.


38

حَتّٰىٓ اِذَا جَاۤءَنَا قَالَ يٰلَيْتَ بَيْنِيْ وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِيْنُ

Ḥattā iżā jā'anā qāla yā laita bainī wa bainaka bu‘dal-masyriqaini fa bi'sal-qarīn(u).

تا اینکه وقتی (این شخص) به سوی ما آمد، گفت: «ای کاش میان من و تو فاصله‌ای چون فاصله شرق و غرب بود! چه بد همدمی (شیطان) بود.»


39

وَلَنْ يَّنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ اِذْ ظَّلَمْتُمْ اَنَّكُمْ فِى الْعَذَابِ مُشْتَرِكُوْنَ

wa lay yanfa‘akumul-yauma iẓ ẓalamtum annakum fil-‘ażābi musytarikūn(a).

و (این آرزو) در آن روز هیچ سودی برایتان ندارد، زیرا ستم کردید. شما در عذاب شریک خواهید بود.


40

اَفَاَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ اَوْ تَهْدِى الْعُمْيَ وَمَنْ كَانَ فِيْ ضَلٰلٍ مُّبِيْنٍ

afa anta tusmi‘uṣ-ṣumma au tahdil-‘umya wa man kāna fī ḍalālim mubīn(in).

آیا تو (محمد) می‌توانی ناشنوا را شنوا کنی یا کور (دل) و کسی که در گمراهی آشکار است را هدایت کنی؟


41

فَاِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَاِنَّا مِنْهُمْ مُّنْتَقِمُوْنَۙ

fa immā nażhabanna bika fa innā minhum muntaqimūn(a).

پس اگر تو را (پیش از پیروزی) بمیریم، ما همچنان آنها را مجازات خواهیم کرد،


42

اَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِيْ وَعَدْنٰهُمْ فَاِنَّا عَلَيْهِمْ مُّقْتَدِرُوْنَ

au nuriyannakal-lażī wa‘adnāhum fa'innā ‘alaihim muqtadirūn(a).

یا به تو نشان خواهیم داد آنچه به آنها وعده داده‌ایم، زیرا ما بر آنها کاملاً تواناییم.


43

فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِيْٓ اُوْحِيَ اِلَيْكَ ۚاِنَّكَ عَلٰى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيْمٍ

fastamsik bil-lażī ūḥiya ilaik(a), innaka ‘alā ṣirāṭim mustaqīm(in).

پس به آنچه بر تو وحی شده تمسک جو، زیرا تو بر راهی راست هستی.


44

وَاِنَّهٗ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۚوَسَوْفَ تُسْـَٔلُوْنَ

wa innahū lażikrul laka wa liqaumik(a), wa saufa tus'alūn(a).

و این (قرآن) یادآوری برای تو و قومت است، و به زودی بازخواست خواهید شد.


45

وَسْـَٔلْ مَنْ اَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُّسُلِنَآ ۖ اَجَعَلْنَا مِنْ دُوْنِ الرَّحْمٰنِ اٰلِهَةً يُّعْبَدُوْنَ ࣖ

was'al man arsalnā min qablika mir rusulinā, aja‘alnā min dūnir-raḥmāni ālihatay yu‘badūn(a).

و از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس، آیا جز (خدا) رحمان، معبودانی دیگر برای پرستش قرار دادیم؟


46

وَلَقَدْ اَرْسَلْنَا مُوْسٰى بِاٰيٰتِنَآ اِلٰى فِرْعَوْنَ وَمَلَا۟ىِٕهٖ فَقَالَ اِنِّيْ رَسُوْلُ رَبِّ الْعٰلَمِيْنَ

wa laqad arsalnā mūsā bi'āyātinā ilā fir‘auna wa mala'ihī fa qāla innī rasūlu rabbil-‘ālamīn(a).

و به‌راستی موسی را با نشانه‌هایمان به سوی فرعون و سران قومش فرستادیم. پس گفت: «من فرستاده پروردگار جهانیانم.»


47

فَلَمَّا جَاۤءَهُمْ بِاٰيٰتِنَآ اِذَا هُمْ مِّنْهَا يَضْحَكُوْنَ

falammā jā'ahum bi'āyātinā iżā hum minhā yaḍḥakūn(a).

اما وقتی با نشانه‌های ما به سویشان آمد، ناگهان آنها را به تمسخر گرفتند.


48

وَمَا نُرِيْهِمْ مِّنْ اٰيَةٍ اِلَّا هِيَ اَكْبَرُ مِنْ اُخْتِهَاۗ وَاَخَذْنٰهُمْ بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُوْنَ

wa mā nurīhim min āyatin illā hiya akbaru min ukhtihā, wa akhażnāhum bil-‘ażābi la‘allahum yarji‘ūn(a).

و هیچ نشانه‌ای به آنها نشان ندادیم جز اینکه از نشانه پیشین بزرگ‌تر بود. و آنها را به عذاب گرفتار کردیم تا شاید بازگردند (به راه درست).


49

وَقَالُوْا يٰٓاَيُّهَ السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَۚ اِنَّنَا لَمُهْتَدُوْنَ

wa qālū yā ayyuhas-sāḥirud‘u lanā rabbaka bimā ‘ahida ‘indak(a), innanā lamuhtadūn(a).

و گفتند: «ای جادوگر! از پروردگارت برای ما بخواه آنچه به تو وعده داده، زیرا ما هدایت خواهیم یافت.»


50

فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ اِذَا هُمْ يَنْكُثُوْنَ

falammā kasyafnā ‘anhumul-‘ażāba iżā hum yankuṡūn(a).

اما وقتی عذاب را از آنها برداشتیم، ناگهان پیمان شکستند.


51

وَنَادٰى فِرْعَوْنُ فِيْ قَوْمِهٖ قَالَ يٰقَوْمِ اَلَيْسَ لِيْ مُلْكُ مِصْرَ وَهٰذِهِ الْاَنْهٰرُ تَجْرِيْ مِنْ تَحْتِيْۚ اَفَلَا تُبْصِرُوْنَۗ

wa nādā fir‘aunu fī qaumihī qāla yā qaumi alaisa lī mulku miṣra wa hāżihil-anhāru tajrī min taḥtī, afalā tubṣirūn(a).

و فرعون به قومش ندا داد و گفت: «ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست و این رودها زیر (فرمان) من جاری نیست؟ آیا نمی‌بینید؟


52

اَمْ اَنَا۠ خَيْرٌ مِّنْ هٰذَا الَّذِيْ هُوَ مَهِيْنٌ ەۙ وَّلَا يَكَادُ يُبِيْنُ

am ana khairum min hāżal-lażī huwa mahīn(un), wa lā yakādu yubīn(u).

آیا من از این (موسی) که خوار است و به سختی می‌تواند سخن بگوید بهتر نیستم؟


53

فَلَوْلَآ اُلْقِيَ عَلَيْهِ اَسْوِرَةٌ مِّنْ ذَهَبٍ اَوْ جَاۤءَ مَعَهُ الْمَلٰۤىِٕكَةُ مُقْتَرِنِيْنَ

falau lā ulqiya ‘alaihi aswiratum min żahabin au jā'a ma‘ahul-malā'ikatu muqtarinīn(a).

پس چرا بر او دستبندهای طلا آویخته نشده یا فرشتگان همراه او نیامده‌اند؟»


54

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهٗ فَاَطَاعُوْهُ ۗاِنَّهُمْ كَانُوْا قَوْمًا فٰسِقِيْنَ

fastakhaffa qaumahū fa aṭā‘ūh(u), innahum kānū qauman fāsiqīn(a).

پس (فرعون) با سخنانش قومش را فریب داد و آنها از او اطاعت کردند. به‌راستی آنها قومی نافرمان بودند.


55

فَلَمَّآ اٰسَفُوْنَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَاَغْرَقْنٰهُمْ اَجْمَعِيْنَۙ

falammā āsafūnantaqamnā minhum fa agraqnāhum ajma‘īn(a).

وقتی ما را به خشم آوردند، آنها را مجازات کردیم و همه را در دریا غرق کردیم،


56

فَجَعَلْنٰهُمْ سَلَفًا وَّمَثَلًا لِّلْاٰخِرِيْنَ ࣖ

fa ja‘alnāhum salafaw wa maṡalal lil-ākhirīn(a).

پس آنها را پیشینیان و عبرتی برای آیندگان قرار دادیم.


57

۞ وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا اِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّوْنَ

wa lammā ḍuribabnu maryama maṡalan iżā qaumuka minhu yaṣiddūn(a).

و هنگامی که پسر مریم (عیسی) به عنوان مثالی آورده شد، ناگهان قومت (قریش) از آن به هیجان آمدند.


58

وَقَالُوْٓا ءَاٰلِهَتُنَا خَيْرٌ اَمْ هُوَ ۗمَا ضَرَبُوْهُ لَكَ اِلَّا جَدَلًا ۗبَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُوْنَ

wa qālū a'ālihatunā khairun am huw(a), mā ḍarabūhu laka illā jadalā(n), bal hum qaumun khaṣimūn(a).

و گفتند: «آیا خدایان ما بهترند یا او (عیسی)؟» این (مثال) را جز برای جدال برایت نیاوردند، بلکه آنها قومی ستیزه‌جو هستند.


59

اِنْ هُوَ اِلَّا عَبْدٌ اَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنٰهُ مَثَلًا لِّبَنِيْٓ اِسْرَاۤءِيْلَ ۗ

in huwa illā ‘abdun an‘amnā ‘alaihi wa ja‘alnāhu maṡalal libanī isrā'īl(a).

او (عیسی) جز بنده‌ای نبود که به او نعمت (نبوت) دادیم و او را نمونه‌ای برای بنی‌اسرائیل قرار دادیم.


60

وَلَوْ نَشَاۤءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَّلٰۤىِٕكَةً فِى الْاَرْضِ يَخْلُفُوْنَ

wa lau nasyā'u laja‘alnā minkum malā'ikatan fil-arḍi yakhlufūn(a).

و اگر می‌خواستیم، از میان شما فرشتگانی قرار می‌دادیم که در زمین جانشین (شما) شوند.


61

وَاِنَّهٗ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُوْنِۗ هٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيْمٌ

wa innahū la‘ilmul lis-sā‘ati falā tamtarunna bihā wattabi‘ūn(i), hāżā ṣirāṭum mustaqīm(un).

و به‌راستی او (عیسی) نشانه‌ای برای (آمدن) ساعت (قیامت) است. پس درباره آن تردید نکنید و مرا پیروی کنید. این راه راست است.


62

وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطٰنُۚ اِنَّهٗ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِيْنٌ

wa lā yaṣuddannakumusy-syaiṭān(u), innahū lakum ‘aduwwum mubīn(un).

و هرگز نگذارید شیطان شما را (از راه) بازدارد؛ او برای شما دشمنی آشکار است.


63

وَلَمَّا جَاۤءَ عِيْسٰى بِالْبَيِّنٰتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَلِاُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِيْ تَخْتَلِفُوْنَ فِيْهِۚ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَاَطِيْعُوْنِ

wa lammā jā'a ‘īsā bil-bayyināti qāla qad ji'tukum bil-ḥikmati wa li'ubayyina lakum ba‘ḍal-lażī takhtalifūna fīh(i), fattaqullāha wa aṭī‘ūn(i).

و هنگامی که عیسی با دلایل روشن آمد، گفت: «من با حکمت به سوی شما آمده‌ام و تا بخشی از آنچه را که در آن اختلاف دارید برایتان توضیح دهم، پس از خدا بترسید و از من اطاعت کنید.


64

اِنَّ اللّٰهَ هُوَ رَبِّيْ وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوْهُۗ هٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيْمٌ

innallāha huwa rabbī wa rabbukum fa‘budūh(u), hāżā ṣirāṭum mustaqīm(un).

به‌راستی خدا، او پروردگار من و شماست، پس او را بپرستید. این راه راست است.»


65

فَاخْتَلَفَ الْاَحْزَابُ مِنْۢ بَيْنِهِمْ ۚفَوَيْلٌ لِّلَّذِيْنَ ظَلَمُوْا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ اَلِيْمٍ

fakhtalafal-aḥzābu mim bainihim, fawailul lil-lażīna ẓalamūmin ‘ażābi yaumin alīm(in).

اما گروه‌ها میان خود اختلاف کردند، پس وای بر ستمگران از عذاب روزی دردناک (قیامت).


66

هَلْ يَنْظُرُوْنَ اِلَّا السَّاعَةَ اَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَّهُمْ لَا يَشْعُرُوْنَ

hal yanẓurūna illas-sā‘ata an ta'tiyahum bagtataw wa hum lā yasy‘urūn(a).

آیا جز این انتظار دارند که ساعت (قیامت) ناگهان بر آنها بیاید، در حالی که نمی‌فهمند؟


67

اَلْاَخِلَّاۤءُ يَوْمَىِٕذٍۢ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ اِلَّا الْمُتَّقِيْنَ ۗ ࣖ

al-akhillā'u yauma'iżim ba‘ḍuhum liba‘ḍin ‘aduwwun illal-muttaqīn(a).

دوستان نزدیک در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران.


68

يٰعِبَادِ لَاخَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلَآ اَنْتُمْ تَحْزَنُوْنَۚ

yā ‘ibādi lā khaufun ‘alaikumul-yauma wa lā antum taḥzanūn(a).

«ای بندگان من! در آن روز نه ترسی بر شماست و نه اندوهگین می‌شوید.


69

اَلَّذِيْنَ اٰمَنُوْا بِاٰيٰتِنَا وَكَانُوْا مُسْلِمِيْنَۚ

allażīna āmanū bi'āyātinā wa kānū muslimīn(a).

(یعنی) کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم شدند.


70

اُدْخُلُوا الْجَنَّةَ اَنْتُمْ وَاَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُوْنَ

udkhulul-jannata antum wa azwājukum tuḥbarūn(a).

شما و همسرانتان شادمانه به بهشت وارد شوید.»


71

يُطَافُ عَلَيْهِمْ بِصِحَافٍ مِّنْ ذَهَبٍ وَّاَكْوَابٍ ۚوَفِيْهَا مَا تَشْتَهِيْهِ الْاَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْاَعْيُنُ ۚوَاَنْتُمْ فِيْهَا خٰلِدُوْنَۚ

yuṭāfu ‘alaihim biṣiḥāfim min żahabiw wa akwāb(in), wa fīhā mā tasytahīhil-anfusu wa talażżul-a‘yun(u), wa antum fīhā khālidūn(a).

برایشان سینی‌ها و جام‌های طلا گردانده می‌شود، و در آنجا هر آنچه دل بخواهد و چشم از آن لذت ببرد هست. و شما در آن جاودانید.


72

وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِيْٓ اُوْرِثْتُمُوْهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُوْنَ

wa tilkal-jannatul-latī ūriṡtumūhā bimā kuntum ta‘malūn(a).

و این بهشتی است که به سبب آنچه انجام دادید به شما به ارث داده شد.


73

لَكُمْ فِيْهَا فَاكِهَةٌ كَثِيْرَةٌ مِّنْهَا تَأْكُلُوْنَ

lakum fīhā fākihatun kaṡīratum minhā ta'kulūn(a).

در آنجا میوه‌های فراوانی برایتان است که از آنها می‌خورید.


74

اِنَّ الْمُجْرِمِيْنَ فِيْ عَذَابِ جَهَنَّمَ خٰلِدُوْنَۖ

innal-mujrimīna fī ‘ażābi jahannama khālidūn(a).

به‌راستی گناهکاران در عذاب جهنم جاودانه‌اند.


75

لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيْهِ مُبْلِسُوْنَ ۚ

lā yufattaru ‘anhum wa hum fīhi mublisūn(a).

(عذاب) از آنها کاسته نمی‌شود و آنها در آن ناامیدند.


76

وَمَا ظَلَمْنٰهُمْ وَلٰكِنْ كَانُوْا هُمُ الظّٰلِمِيْنَ

wa mā ẓalamnāhum wa lākin kānū humuẓ-ẓālimīn(a).

و ما به آنها ستم نکردیم، بلکه آنها به خودشان ستم کردند.


77

وَنَادَوْا يٰمٰلِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَۗ قَالَ اِنَّكُمْ مّٰكِثُوْنَ

wa nādau yā māliku liyaqḍi ‘alainā rabbuk(a), qāla innakum mākiṡūn(a).

و فریاد می‌زنند: «ای مالک (فرشته نگهبان جهنم)! بگذار پروردگارت ما را بمیراند.» او پاسخ می‌دهد: «شما ماندگارید (در این جهنم).»


78

لَقَدْ جِئْنٰكُمْ بِالْحَقِّ وَلٰكِنَّ اَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كٰرِهُوْنَ

laqad ji'nākum bil-ḥaqqi wa lākinna akṡarakum lil-ḥaqqi kārihūn(a).

ما حقیقت را برای شما آوردیم، اما بیشتر شما از حقیقت بیزارید.


79

اَمْ اَبْرَمُوْٓا اَمْرًا فَاِنَّا مُبْرِمُوْنَۚ

am abramū amran fa innā mubrimūn(a).

آیا آنها نقشه‌ای (شیطانی) کشیده‌اند؟ ما نیز نقشه‌ای (برای مقابله) داریم.


80

اَمْ يَحْسَبُوْنَ اَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوٰىهُمْ ۗ بَلٰى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُوْنَ

am yaḥsabūna annā lā nasma‘u sirrahum wa najwāhum, balā wa rusulunā ladaihim yaktubūn(a).

یا گمان می‌کنند که ما رازها و نجواهایشان را نمی‌شنویم؟ آری، (می‌شنویم) و فرستادگان ما (فرشتگان) نزدشان (همه چیز را) ثبت می‌کنند.


81

قُلْ اِنْ كَانَ لِلرَّحْمٰنِ وَلَدٌ ۖفَاَنَا۠ اَوَّلُ الْعٰبِدِيْنَ

qul in kāna lir-raḥmāni walad(un), fa ana awwalul-‘ābidīn(a).

بگو (محمد): «اگر (خدا) رحمان فرزندی داشت، من اولین کسی بودم که او را می‌پرستیدم.»


82

سُبْحٰنَ رَبِّ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُوْنَ

subḥāna rabbis-samāwāti wal-arḍi rabbil-‘arsyi ‘ammā yaṣifūn(a).

پاک است پروردگار آسمان‌ها و زمین، پروردگار عرش، از آنچه آنها توصیف می‌کنند.


83

فَذَرْهُمْ يَخُوْضُوْا وَيَلْعَبُوْا حَتّٰى يُلٰقُوْا يَوْمَهُمُ الَّذِيْ يُوْعَدُوْنَ

fa żarhum yakhūḍū wa yal‘abū ḥattā yulāqū yaumahumul-lażī yū‘adūn(a).

پس بگذار آنها در (گمراهی) غوطه‌ور شوند و بازی کنند تا روزی را که به آنها وعده داده شده ملاقات کنند.


84

وَهُوَ الَّذِيْ فِى السَّمَاۤءِ اِلٰهٌ وَّ فِى الْاَرْضِ اِلٰهٌ ۗوَهُوَ الْحَكِيْمُ الْعَلِيْمُ

wa huwal-lażī fis-samā'i ilāhuw wa fil-arḍi ilāh(un), wa huwal-ḥakīmul-‘alīm(u).

و اوست که در آسمان معبود و در زمین معبود است، و اوست حکیم دانا.


85

وَتَبٰرَكَ الَّذِيْ لَهٗ مُلْكُ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۚوَعِنْدَهٗ عِلْمُ السَّاعَةِۚ وَاِلَيْهِ تُرْجَعُوْنَ

wa tabārakal-lażī lahū mulkus-samāwāti wal-arḍi wa mā bainahumā, wa ‘indahū ‘ilmus-sā‘ah(ti), wa ilaihi turja‘ūn(a).

و پاک است آنکه پادشاهی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست از آن اوست؛ و دانش ساعت (قیامت) نزد اوست و تنها به سوی او بازمی‌گردید.


86

وَلَا يَمْلِكُ الَّذِيْنَ يَدْعُوْنَ مِنْ دُوْنِهِ الشَّفَاعَةَ اِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُوْنَ

wa lā yamlikul-lażīna yad‘ūna min dūnihisy-syafā‘ata illā man syahida bil-ḥaqqi wa hum ya‘lamūn(a).

و کسانی که به جای خدا می‌خوانند، شفاعت (در آخرت) ندارند؛ مگر کسی که به حق (توحید) گواهی دهد و آنها (به آن) یقین دارند.


87

وَلَىِٕنْ سَاَلْتَهُمْ مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُوْلُنَّ اللّٰهُ فَاَنّٰى يُؤْفَكُوْنَۙ

wa la'in sa'altahum man khalaqahum layaqūlunnallāhu fa annā yu'fakūn(a).

و اگر از آنها بپرسی: «چه کسی آنها را آفرید؟» حتماً می‌گویند: «خدا»، پس چگونه از (پرستش او) بازگردانده می‌شوند؟


88

وَقِيْلِهٖ يٰرَبِّ اِنَّ هٰٓؤُلَاۤءِ قَوْمٌ لَّا يُؤْمِنُوْنَۘ

wa qīlihī yā rabbi inna hā'ulā'i qaumul lā yu'minūn(a).

و (خدا آگاه است از) سخن او (محمد): «پروردگارا، اینها قومی هستند که ایمان نمی‌آورند.»


89

فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلٰمٌۗ فَسَوْفَ يَعْلَمُوْنَ ࣖ

faṣfaḥ ‘anhum wa qul salām(un), fa saufa ya‘lamūn(a).

پس از آنها روی بگردان و بگو: «سلام (خداحافظ).» آنها به زودی خواهند دانست (سرنوشت بدشان را).