ورود به اسلام، اینجا کلیک کنید
اسلام الحق: قرآن و حدیث
(اسلام حقیقی)

Q.S الانبیاء (اَلْأَنْبِيَاء) - 112 تعداد آیات

(انبیاء)

قاری

صوت ترتیل

1

اِقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِيْ غَفْلَةٍ مُّعْرِضُوْنَ ۚ

iqtaraba lin-nāsi ḥisābuhum wa hum fī gaflatim mu‘riḍūn(a).

حساب اعمال مردم نزدیک شده است، در حالی که آن‌ها در غفلت (از دنیا) هستند و (از آخرت) روی‌گردان‌اند.


2

مَا يَأْتِيْهِمْ مِّنْ ذِكْرٍ مِّنْ رَّبِّهِمْ مُّحْدَثٍ اِلَّا اسْتَمَعُوْهُ وَهُمْ يَلْعَبُوْنَ ۙ

mā ya'tīhim min żikrim mir rabbihim muḥdaṡin illastama‘ūhu wa hum yal‘abūn(a).

هرگاه آیاتی جدید از پروردگارشان بر آن‌ها نازل شود، آن را با بازیگوشی می‌شنوند.


3

لَاهِيَةً قُلُوْبُهُمْۗ وَاَسَرُّوا النَّجْوَىۖ الَّذِيْنَ ظَلَمُوْاۖ هَلْ هٰذَآ اِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْۚ اَفَتَأْتُوْنَ السِّحْرَ وَاَنْتُمْ تُبْصِرُوْنَ

lāhiyatan qulūbuhum, wa asarrun-najwal-lażīna ẓalamū, hal hāżā illā basyarum miṡlukum, afa ta'tūnas-siḥra wa antum tubṣirūn(a).

دل‌هایشان در غفلت است. و ستمگران در خفا گفت‌وگو کردند: «این (محمد) جز انسانی مانند شما نیست. آیا جادویی را که می‌بینید، می‌پذیرید؟»


4

قٰلَ رَبِّيْ يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِى السَّمَاۤءِ وَالْاَرْضِۖ وَهُوَ السَّمِيْعُ الْعَلِيْمُ

qāla rabbī ya‘lamul-qaula fis-samā'i wal-arḍ(i), wa huwas-samī‘ul-‘alīm(u).

او (محمد) گفت: «پروردگارم هر سخنی را در آسمان و زمین می‌داند، و او شنوا و داناست.»


5

بَلْ قَالُوْٓا اَضْغَاثُ اَحْلَامٍۢ بَلِ افْتَرٰىهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌۚ فَلْيَأْتِنَا بِاٰيَةٍ كَمَآ اُرْسِلَ الْاَوَّلُوْنَ

bal qālū aḍgāṡu aḥlāmim baliftarāhu bal huwa syā‘ir(un), falya'tinā bi'āyatin kamā ursilal-awwalūn(a).

بلکه گفتند: «(قرآن) رویاهای آشوبناک است، یا او آن را ساخته، یا او شاعری است. پس باید نشانه‌ای (معجزه) برای ما بیاورد، همان‌گونه که پیامبران پیشین فرستاده شدند.»


6

مَآ اٰمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِّنْ قَرْيَةٍ اَهْلَكْنٰهَاۚ اَفَهُمْ يُؤْمِنُوْنَ

mā āmanat qablahum min qaryatin ahlaknāhā, afahum yu'minūn(a).

هیچ مردمی از شهرهای پیشین که ما نابودشان کردیم، ایمان نیاوردند (با وجود نشانه‌ها). آیا اینان ایمان خواهند آورد؟


7

وَمَآ اَرْسَلْنَا قَبْلَكَ اِلَّا رِجَالًا نُّوْحِيْٓ اِلَيْهِمْ فَسْـَٔلُوْٓا اَهْلَ الذِّكْرِ اِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُوْنَ

wa mā arsalnā qablaka illā rijālan nūḥī ilaihim fas'alū ahlaż-żikri in kuntum lā ta‘lamūn(a).

و پیش از تو (محمد)، جز مردانی که به آن‌ها وحی کردیم، نفرستادیم. پس اگر نمی‌دانید، از اهل دانش بپرسید.


8

وَمَا جَعَلْنٰهُمْ جَسَدًا لَّا يَأْكُلُوْنَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوْا خٰلِدِيْنَ

wa mā ja‘alnāhum jasadal lā ya'kulūnaṭ-ṭa‘āma wa mā kānū khālidīn(a).

و ما (پیامبران را) بدنی قرار ندادیم که غذا نخورند، و آن‌ها جاویدان نبودند.


9

ثُمَّ صَدَقْنٰهُمُ الْوَعْدَ فَاَنْجَيْنٰهُمْ وَمَنْ نَّشَاۤءُ وَاَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِيْنَ

Ṡumma ṣadaqnāhumul-wa‘da fa anjaināhum wa man nasyā'u wa ahlaknal-musrifīn(a).

سپس وعده‌ای را که به آن‌ها داده بودیم، وفا کردیم. پس آن‌ها و کسانی را که خواستیم نجات دادیم و زیاده‌روان را نابود کردیم.


10

لَقَدْ اَنْزَلْنَآ اِلَيْكُمْ كِتٰبًا فِيْهِ ذِكْرُكُمْۗ اَفَلَا تَعْقِلُوْنَ ࣖ

laqad anzalnā ilaikum kitāban fīhi żikrukum, afalā ta‘qilūn(a).

به‌راستی کتابی (قرآن) بر شما نازل کردیم که در آن یادآوری برای شماست. آیا درک نمی‌کنید؟


11

وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَّاَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا اٰخَرِيْنَ

wa kam qaṣamnā min qaryatin kānat ẓālimataw wa ansya'nā ba‘dahā qauman ākharīn(a).

و چه بسیار شهرهای ستمگر را نابود کردیم و پس از آن‌ها نسل دیگری را پدید آوردیم.


12

فَلَمَّآ اَحَسُّوْا بَأْسَنَآ اِذَا هُمْ مِّنْهَا يَرْكُضُوْنَ ۗ

falammā aḥassū ba'sanā iżā hum minhā yarkuḍūn(a).

هنگامی که عذاب ما را احساس کردند، ناگهان از (شهرشان) گریختند.


13

لَا تَرْكُضُوْا وَارْجِعُوْٓا اِلٰى مَآ اُتْرِفْتُمْ فِيْهِ وَمَسٰكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْـَٔلُوْنَ

lā tarkuḍū warji‘ū ilā mā utriftum fīhi wa masākinikum la‘allakum tus'alūn(a).

(به آن‌ها گفته شد:) «شتابزده فرار نکنید؛ به سوی لذت‌های زندگی و خانه‌هایتان بازگردید، شاید از شما پرسیده شود.»


14

قَالُوْا يٰوَيْلَنَآ اِنَّا كُنَّا ظٰلِمِيْنَ

qālū yā wailanā innā kunnā ẓālimīn(a).

گفتند: «وای بر ما! به‌راستی ما ستمگر بودیم.»


15

فَمَا زَالَتْ تِّلْكَ دَعْوٰىهُمْ حَتّٰى جَعَلْنٰهُمْ حَصِيْدًا خٰمِدِيْنَ

famā zālat tilka da‘wāhum ḥattā ja‘alnāhum ḥaṣīdan khāmidīn(a).

پس این ناله‌هایشان ادامه یافت تا آن‌ها را مانند محصولی درو شده، بی‌جان کردیم.


16

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاۤءَ وَالْاَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لٰعِبِيْنَ

wa mā khalaqnas-samā'a wal-arḍa wa mā bainahumā lā‘ibīn(a).

و ما آسمان و زمین و آنچه میان آن‌هاست را برای بازی خلق نکردیم.


17

لَوْ اَرَدْنَآ اَنْ نَّتَّخِذَ لَهْوًا لَّاتَّخَذْنٰهُ مِنْ لَّدُنَّآ ۖاِنْ كُنَّا فٰعِلِيْنَ

lau aradnā an nattakhiża lahwal lattakhażnāhum mil ladunnā, in kunnā fā‘ilīn(a).

اگر می‌خواستیم سرگرمی (همسر و فرزند) بگیریم، قطعاً آن را از نزد خودمان می‌گرفتیم، اگر قصد چنین کاری داشتیم.


18

بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهٗ فَاِذَا هُوَ زَاهِقٌۗ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُوْنَ

bal naqżifu bil-ḥaqqi ‘alal-bāṭili fa yadmaguhū fa iżā huwa zāhiq(un), wa lakumul-wailu mimmā taṣifūn(a).

بلکه ما حق را بر باطل فرو می‌افکنیم، پس آن را در هم می‌شکند و باطل ناگهان نابود می‌شود. و وای بر شما به خاطر آنچه (به خدا) نسبت می‌دهید.


19

وَلَهٗ مَنْ فِى السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضِۗ وَمَنْ عِنْدَهٗ لَا يَسْتَكْبِرُوْنَ عَنْ عِبَادَتِهٖ وَلَا يَسْتَحْسِرُوْنَ ۚ

wa lahū man fis-samāwāti wal-arḍ(i), wa man ‘indahū lā yastakbirūna ‘an ‘ibādatihī wa lā yastaḥsirūn(a).

و از آن اوست هر که در آسمان‌ها و زمین است. و (فرشتگان) نزد او از عبادت او تکبر نمی‌ورزند و خسته نمی‌شوند.


20

يُسَبِّحُوْنَ الَّيْلَ وَالنَّهَارَ لَا يَفْتُرُوْنَ

yusabbiḥūnal-laila wan-nahāra wa lā yafturūn(a).

آن‌ها (فرشتگان) شب و روز بی‌وقفه تسبیح می‌گویند.


21

اَمِ اتَّخَذُوْٓا اٰلِهَةً مِّنَ الْاَرْضِ هُمْ يُنْشِرُوْنَ

amittakhażū ālihatam minal-arḍi hum yunsyirūn(a).

آیا آن‌ها از زمین خدایانی برگزیده‌اند که (مردگان را) زنده می‌کنند؟


22

لَوْ كَانَ فِيْهِمَآ اٰلِهَةٌ اِلَّا اللّٰهُ لَفَسَدَتَاۚ فَسُبْحٰنَ اللّٰهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُوْنَ

lau kāna fīhimā ālihatun illallāhu lafasadatā, fa subḥānallāhi rabbil-‘arsyi ‘ammā yaṣifūn(a).

اگر در آسمان و زمین خدایانی جز الله بودند، هر دو تباه می‌شدند. منزه است الله، صاحب عرش، از آنچه به او نسبت می‌دهند.


23

لَا يُسْـَٔلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْـَٔلُوْنَ

lā yus'alu ‘ammā yaf‘alu wa hum yus'alūn(a).

او (الله) درباره آنچه انجام می‌دهد، بازخواست نمی‌شود، اما آن‌ها بازخواست خواهند شد.


24

اَمِ اتَّخَذُوْا مِنْ دُوْنِهٖٓ اٰلِهَةً ۗقُلْ هَاتُوْا بُرْهَانَكُمْۚ هٰذَا ذِكْرُ مَنْ مَّعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِيْۗ بَلْ اَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُوْنَۙ الْحَقَّ فَهُمْ مُّعْرِضُوْنَ

amittakhażū min dūnihī ālihah(tan), qul hātū burhānakum, hāżā żikru mam ma‘iya wa żikru man qablī, bal akṡaruhum lā ya‘lamūnal-ḥaqqa fahum mu‘riḍūn(a).

یا خدایانی جز او برگزیده‌اند؟ بگو (محمد): «دلیل‌هایتان را بیاورید! این (قرآن) یادآوری برای کسانی است که با من‌اند و یادآوری برای کسانی که پیش از من بودند.» اما بیشترشان حقیقت را نمی‌دانند، پس روی‌گردان‌اند.


25

وَمَآ اَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَّسُوْلٍ اِلَّا نُوْحِيْٓ اِلَيْهِ اَنَّهٗ لَآ اِلٰهَ اِلَّآ اَنَا۠ فَاعْبُدُوْنِ

wa mā arsalnā min qablika mir rasūlin illā nūḥī ilaihi annahū lā ilāha illā ana fa‘budūn(i).

و پیش از تو (محمد) هیچ رسولی نفرستادیم، مگر آنکه به او وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا بپرستید.


26

وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَدًا سُبْحٰنَهٗ ۗبَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُوْنَ ۙ

wa qāluttakhażar-raḥmānu waladan subḥānah(ū), bal ‘ibādum mukramūn(a).

و گفتند: «خدای رحمان (فرشتگان را) فرزند گرفته است.» او منزه است. بلکه آن‌ها (فرشتگان) بندگان گرامی‌اند،


27

لَا يَسْبِقُوْنَهٗ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِاَمْرِهٖ يَعْمَلُوْنَ

lā yasbiqūnahū bil-qauli wa hum bi'amrihī ya‘malūn(a).

آن‌ها پیش از او سخن نمی‌گویند و به دستور او عمل می‌کنند.


28

يَعْلَمُ مَا بَيْنَ اَيْدِيْهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُوْنَۙ اِلَّا لِمَنِ ارْتَضٰى وَهُمْ مِّنْ خَشْيَتِهٖ مُشْفِقُوْنَ

ya‘lamū mā baina aidīhim wa mā khalfahum wa lā yasyfa‘ūna illā limanirtaḍā wa hum min khasy-yatihī musyfiqūn(a).

او (الله) آنچه پیش رویشان و پشت سرشان است می‌داند، و جز برای کسی که او راضی باشد، شفاعت نمی‌کنند و از ترس او همیشه محتاط‌اند.


29

۞ وَمَنْ يَّقُلْ مِنْهُمْ اِنِّيْٓ اِلٰهٌ مِّنْ دُوْنِهٖ فَذٰلِكَ نَجْزِيْهِ جَهَنَّمَۗ كَذٰلِكَ نَجْزِى الظّٰلِمِيْنَ ࣖ

wa may yaqul minhum innī ilāhun min dūnihī fa żālika najzīhi jahannam(a), każālika najziẓ-ẓālimīn(a).

و هر کس از آن‌ها بگوید: «من خدایی جز الله هستم»، او را با جهنم کیفر می‌دهیم. این‌گونه ستمگران را کیفر می‌دهیم.


30

اَوَلَمْ يَرَ الَّذِيْنَ كَفَرُوْٓا اَنَّ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنٰهُمَاۗ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاۤءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّۗ اَفَلَا يُؤْمِنُوْنَ

awalam yaral-lażīna kafarū annas-samāwāti wal-arḍa kānatā ratqan fa fataqnāhumā, wa ja‘alnā minal-mā'i kulla syai'in ḥayy(in), afalā yu'minūn(a).

آیا کافران نمی‌دانند که آسمان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند، سپس ما آن‌ها را از هم جدا کردیم؛ و هر چیز زنده‌ای را از آب آفریدیم؟ پس چرا ایمان نمی‌آورند؟


31

وَجَعَلْنَا فِى الْاَرْضِ رَوَاسِيَ اَنْ تَمِيْدَ بِهِمْۖ وَجَعَلْنَا فِيْهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَّعَلَّهُمْ يَهْتَدُوْنَ

wa ja‘alnā fil-arḍi rawāsiya an tamīda bihim, wa ja‘anā fīhā fijājan subulal la‘allahum yahtadūn(a).

و در زمین کوه‌های استوار قرار دادیم تا با آن‌ها (زمین) نلرزد، و در آن راه‌های وسیع پدید آوردیم تا هدایت شوند.


32

وَجَعَلْنَا السَّمَاۤءَ سَقْفًا مَّحْفُوْظًاۚ وَهُمْ عَنْ اٰيٰتِهَا مُعْرِضُوْنَ

wa ja‘alnas-samā'a saqfam maḥfūẓā(n), wa hum ‘an āyātihā mu‘riḍūn(a).

و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم، اما آن‌ها از نشانه‌های (عظمت الله) مانند خورشید، ماه، باد، ابر و دیگر چیزها روی‌گردان‌اند.


33

وَهُوَ الَّذِيْ خَلَقَ الَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَۗ كُلٌّ فِيْ فَلَكٍ يَّسْبَحُوْنَ

wa huwal-lażī khalaqal-laila wan-nahāra wasy-syamsa wal-qamar(a), kullun fī falakiy yasbaḥūn(a).

و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید؛ هر یک در مداری شناورند.


34

وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَۗ اَفَا۟ىِٕنْ مِّتَّ فَهُمُ الْخٰلِدُوْنَ

wa mā ja‘alnā libasyarim min qablikal-khuld(a), afa'im mitta fahumul-khālidūn(a).

و پیش از تو (محمد) برای هیچ انسانی جاودانگی قرار ندادیم. آیا اگر تو بمیری، آن‌ها جاویدان خواهند بود؟


35

كُلُّ نَفْسٍ ذَاۤىِٕقَةُ الْمَوْتِۗ وَنَبْلُوْكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً ۗوَاِلَيْنَا تُرْجَعُوْنَ

kullu nafsin żā'iqatul-maut(i), wa nablūkum bisy-syarri wal-khairi fitnah(tan), wa ilainā turja‘ūn(a).

هر نفسی مرگ را می‌چشد. و ما شما را با شر و خیر می‌آزماییم، و به سوی ما بازمی‌گردید.


36

وَاِذَا رَاٰكَ الَّذِيْنَ كَفَرُوْٓا اِنْ يَّتَّخِذُوْنَكَ اِلَّا هُزُوًاۗ اَهٰذَا الَّذِيْ يَذْكُرُ اٰلِهَتَكُمْۚ وَهُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمٰنِ هُمْ كٰفِرُوْنَ

wa iżā ra'ākal-lażīna kafarū iy yattakhiżūnaka illā huzuwā(n), ahāżal-lażī yażkuru ālihatakum, wa hum biżikrir-raḥmāni hum kāfirūn(a).

و هنگامی که کافران تو را می‌بینند، جز به تمسخر تو نمی‌پردازند: «آیا این همان کسی است که خدایان شما را (نقد) می‌کند؟» در حالی که خودشان ذکر (الله) رحمان را انکار می‌کنند.


37

خُلِقَ الْاِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍۗ سَاُورِيْكُمْ اٰيٰتِيْ فَلَا تَسْتَعْجِلُوْنِ

khuliqal-insānu min ‘ajal(in), sa'urīkum āyātī falā tasta‘jilūn(i).

انسان از شتابزدگی آفریده شده است. به‌زودی نشانه‌های (قدرت) مرا به شما نشان می‌دهم، پس از من شتاب نخواهید.


38

وَيَقُوْلُوْنَ مَتٰى هٰذَا الْوَعْدُ اِنْ كُنْتُمْ صٰدِقِيْنَ

wa yaqūlūna matā hāżal-wa‘du in kuntum ṣādiqīn(a).

و می‌گویند: «این وعده (قیامت) کی خواهد آمد، اگر راست می‌گویید؟»


39

لَوْ يَعْلَمُ الَّذِيْنَ كَفَرُوْا حِيْنَ لَا يَكُفُّوْنَ عَنْ وُّجُوْهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَنْ ظُهُوْرِهِمْ وَلَا هُمْ يُنْصَرُوْنَ

lau ya‘lamul-lażīna kafarū ḥīna lā yakuffūna ‘aw wujūhihimun nāra wa lā ‘an ẓuhūrihim wa lā hum yunṣarūn(a).

اگر کافران می‌دانستند زمانی که نمی‌توانند آتش (جهنم) را از چهره و پشتشان دور کنند و یاری نمی‌شوند، (شتاب نمی‌خواستند).


40

بَلْ تَأْتِيْهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيْعُوْنَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنْظَرُوْنَ

bal ta'tīhim bagtatan fa tabhatuhum falā yastaṭī‘ūna raddahā wa lā hum yunẓarūn(a).

بلکه (قیامت) ناگهان بر آن‌ها می‌آید و آن‌ها را مبهوت می‌کند؛ پس نه می‌توانند آن را دفع کنند و نه مهلتی می‌یابند.


41

وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّنْ قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِيْنَ سَخِرُوْا مِنْهُمْ مَّا كَانُوْا بِهٖ يَسْتَهْزِءُوْنَ ࣖ

wa laqadistuhzi'a birusulim min qablika fa ḥāqa bil-lażīna sakhirū minhum mā kānū bihī yastahzi'ūn(a).

و به‌راستی پیامبران پیش از تو (محمد) مورد تمسخر قرار گرفتند، اما کسانی که آن‌ها را مسخره کردند، به همان چیزی که به آن استهزا می‌کردند، گرفتار شدند.


42

قُلْ مَنْ يَّكْلَؤُكُمْ بِالَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمٰنِۗ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُّعْرِضُوْنَ

qul may yakla'ukum bil-laili wan-nahāri minar-raḥmān(i), bal hum ‘an żikrihim mu‘riḍūn(a).

بگو: «چه کسی شما را در شب و روز از (عذاب) خدای رحمان حفظ می‌کند؟» اما آن‌ها از یاد پروردگارشان روی‌گردان‌اند.


43

اَمْ لَهُمْ اٰلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِّنْ دُوْنِنَاۗ لَا يَسْتَطِيْعُوْنَ نَصْرَ اَنْفُسِهِمْ وَلَا هُمْ مِّنَّا يُصْحَبُوْنَ

am lahum ālihatun tamna‘uhum min dūninā, lā yastaṭī‘ūna naṣra anfusihim wa lā hum minnā yuṣḥabūn(a).

یا خدایانی دارند که آن‌ها را از (عذاب) ما حفظ کنند؟ آن‌ها (خدایان) نمی‌توانند خود را یاری کنند و از (عذاب) ما محافظت نمی‌شوند.


44

بَلْ مَتَّعْنَا هٰٓؤُلَاۤءِ وَاٰبَاۤءَهُمْ حَتّٰى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُۗ اَفَلَا يَرَوْنَ اَنَّا نَأْتِى الْاَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ اَطْرَافِهَاۗ اَفَهُمُ الْغٰلِبُوْنَ

bal matta‘nā hā'ulā'i wa ābā'ahum ḥattā ṭāla ‘alaihimul-‘umur(u), afalā yarauna annā na'til-arḍa nanquṣuhā min aṭrāfihā, afahumul-gālibūn(a).

بلکه ما به آن‌ها و نیاکانشان نعمت (زندگی) دادیم تا عمرشان طولانی شد. آیا نمی‌بینند که ما به سرزمین (کافران) می‌آییم و از اطراف آن می‌کاهیم؟ آیا آن‌ها پیروزند؟


45

قُلْ اِنَّمَآ اُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِۖ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاۤءَ اِذَا مَا يُنْذَرُوْنَ

qul innamā unżirukum bil-waḥy(i), wa lā yasma‘uṣ-ṣummud-du‘ā'a iżā mā yunżarūn(a).

بگو (محمد): «من تنها با وحی به شما هشدار می‌دهم.» اما ناشنوایان هنگامی که هشدار داده می‌شوند، نمی‌شنوند.


46

وَلَىِٕنْ مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُوْلُنَّ يٰوَيْلَنَآ اِنَّا كُنَّا ظٰلِمِيْنَ

wa la'im massathum nafḥatum min ‘ażābi rabbika layaqūlunna yā wailanā innā kunnā ẓālimīn(a).

و اگر اندکی از عذاب پروردگارتان به آن‌ها برسد، می‌گویند: «وای بر ما! به‌راستی ما ستمگر بودیم.»


47

وَنَضَعُ الْمَوَازِيْنَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيٰمَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْـًٔاۗ وَاِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ اَتَيْنَا بِهَاۗ وَكَفٰى بِنَا حٰسِبِيْنَ

wa naḍa‘ul-mawāzīnal-qisṭa liyaumil-qiyāmati falā tuẓlamu nafsun syai'ā(n), wa in kāna miṡqāla ḥabbatim min khardalin atainā bihā, wa kafā binā ḥāsibīn(a).

و ما ترازوهای عدالت را در روز قیامت برپا می‌کنیم، پس به هیچ‌کس کمترین ستمی نمی‌شود. و اگر (عمل) به وزن دانه خردلی باشد، آن را می‌آوریم. و ما برای حسابرسی کافی هستیم.


48

وَلَقَدْ اٰتَيْنَا مُوْسٰى وَهٰرُوْنَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاۤءً وَّذِكْرًا لِّلْمُتَّقِيْنَ ۙ

wa laqad ātainā mūsā wa hārūnal-furqāna wa ḍiyā'aw wa żikral lil-muttaqīn(a).

و به‌راستی به موسی و هارون فرقان (تورات) و نور و یادآوری برای پرهیزگاران دادیم،


49

الَّذِيْنَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَهُمْ مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُوْنَ

allażīna yakhsyauna rabbahum bil-gaibi wa hum minas-sā‘ati musyfiqūn(a).

کسانی که از پروردگارشان در نهان می‌ترسند و از ساعت (قیامت) هراس دارند.


50

وَهٰذَا ذِكْرٌ مُّبٰرَكٌ اَنْزَلْنٰهُۗ اَفَاَنْتُمْ لَهٗ مُنْكِرُوْنَ ࣖ

wa hāżā żikrum mubārakun anzalnāh(u), afa antum lahū munkirūn(a).

و این (قرآن) یادآوری مبارکی است که نازل کردیم. آیا آن را انکار می‌کنید؟


51

۞ وَلَقَدْ اٰتَيْنَآ اِبْرٰهِيْمَ رُشْدَهٗ مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا بِهٖ عٰلِمِيْنَ

wa laqad ātainā ibrāhīma rusydahū min qablu wa kunnā bihī ‘ālimīn(a).

و پیش‌تر به ابراهیم رشد (هدایت) او را دادیم و ما به او دانا بودیم.


52

اِذْ قَالَ لِاَبِيْهِ وَقَوْمِهٖ مَا هٰذِهِ التَّمَاثِيْلُ الَّتِيْٓ اَنْتُمْ لَهَا عٰكِفُوْنَ

iż qāla li'abīhi wa qaumihī mā hāżihit-tamāṡīlul-latī antum lahā ‘ākifūn(a).

هنگامی که به پدرش و قومش گفت: «این تندیس‌هایی که شما به آن‌ها پایبندید چیست؟»


53

قَالُوْا وَجَدْنَآ اٰبَاۤءَنَا لَهَا عٰبِدِيْنَ

qālū wajadnā ābā'anā lahā ‘ābidīn(a).

گفتند: «ما پدرانمان را دیدیم که آن‌ها را می‌پرستیدند.»


54

قَالَ لَقَدْ كُنْتُمْ اَنْتُمْ وَاٰبَاۤؤُكُمْ فِيْ ضَلٰلٍ مُّبِيْنٍ

qāla laqad kuntum antum wa ābā'ukum fī ḍalālim mubīn(in).

گفت: «به‌راستی شما و پدرانتان در گمراهی آشکاری بوده‌اید.»


55

قَالُوْٓا اَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ اَمْ اَنْتَ مِنَ اللّٰعِبِيْنَ

qālū aji'tanā bil-ḥaqqi am anta minal-lā‘ibīn(a).

گفتند: «آیا حقیقت را برای ما آورده‌ای یا بازی می‌کنی؟»


56

قَالَ بَلْ رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضِ الَّذِيْ فَطَرَهُنَّۖ وَاَنَا۠ عَلٰى ذٰلِكُمْ مِّنَ الشّٰهِدِيْنَ

qāla bar rabbukum rabbus-samāwāti wal-arḍil-lażī faṭarahunn(a), wa ana ‘alā żālikum minasy-syāhidīn(a).

گفت: «بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمان‌ها و زمین است که آن‌ها را آفریده، و من از گواهان این (حقیقت) هستم.»


57

وَتَاللّٰهِ لَاَكِيْدَنَّ اَصْنَامَكُمْ بَعْدَ اَنْ تُوَلُّوْا مُدْبِرِيْنَ

wa tallāhi la'akīdanna aṣnāmakum ba‘da an tuwallū mudbirīn(a).

«و به خدا سوگند، پس از آنکه پشت کردید، برای بت‌هایتان نقشه‌ای می‌کشم.»


58

فَجَعَلَهُمْ جُذٰذًا اِلَّا كَبِيْرًا لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ اِلَيْهِ يَرْجِعُوْنَ

fa ja‘alahum jużāżan illā kabīral lahum la‘allahum ilaihi yarji‘ūn(a).

پس آن‌ها (بت‌ها) را جز بزرگ‌ترینشان تکه‌تکه کرد، تا شاید به سوی آن بازگردند.


59

قَالُوْا مَنْ فَعَلَ هٰذَا بِاٰلِهَتِنَآ اِنَّهٗ لَمِنَ الظّٰلِمِيْنَ

qālū man fa‘ala hāżā bi'ālihatinā innahū laminaẓ-ẓālimīn(a).

گفتند: «چه کسی این کار را با خدایان ما کرده است؟ به‌راستی او از ستمگران است.»


60

قَالُوْا سَمِعْنَا فَتًى يَّذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهٗٓ اِبْرٰهِيْمُ ۗ

qālū sami‘nā fatay yażkuruhum yuqālu lahū ibrāhīm(u).

گفتند: «شنیدیم جوانی به نام ابراهیم آن‌ها را (نقد) می‌کند.»


61

قَالُوْا فَأْتُوْا بِهٖ عَلٰٓى اَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُوْنَ

qālū fa'tū bihī ‘alā a‘yunin-nāsi la‘allahum yasyhadūn(a).

گفتند: «پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید تا شاهد باشند.»


62

قَالُوْٓا ءَاَنْتَ فَعَلْتَ هٰذَا بِاٰلِهَتِنَا يٰٓاِبْرٰهِيْمُ ۗ

qālū a'anta fa‘alta hāżā bi'ālihatinā yā ibrāhīm(u).

گفتند: «آیا تو این کار را با خدایان ما کرده‌ای، ای ابراهیم؟»


63

قَالَ بَلْ فَعَلَهٗ كَبِيْرُهُمْ هٰذَا فَسْـَٔلُوْهُمْ اِنْ كَانُوْا يَنْطِقُوْنَ

qāla bal fa‘alahū kabīruhum hāżā fas'alūhum in kānū yanṭiqūn(a).

گفت: «بلکه این بزرگ‌ترینشان آن را کرده است! از آن‌ها بپرسید، اگر سخن می‌گویند.»


64

فَرَجَعُوْٓا اِلٰٓى اَنْفُسِهِمْ فَقَالُوْٓا اِنَّكُمْ اَنْتُمُ الظّٰلِمُوْنَ ۙ

fa raja‘ū ilā anfusihim fa qālū innakum antumuẓ-ẓālimūn(a).

پس به خود بازگشتند و گفتند: «به‌راستی شما خود ستمگرید.»


65

ثُمَّ نُكِسُوْا عَلٰى رُءُوْسِهِمْۚ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هٰٓؤُلَاۤءِ يَنْطِقُوْنَ

Ṡumma nukisū ‘alā ru'ūsihim, laqad ‘alimta mā hā'ulā'i yanṭiqūn(a).

سپس (از شرم) سرهایشان را پایین انداختند (و گفتند): «تو (ابراهیم) می‌دانی که این‌ها سخن نمی‌گویند.»


66

قَالَ اَفَتَعْبُدُوْنَ مِنْ دُوْنِ اللّٰهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْـًٔا وَّلَا يَضُرُّكُمْ ۗ

qāla afata‘budūna min dūnillāhi mā lā yanfa‘ukum syai'aw wa lā yaḍurrukum.

گفت: «آیا جز الله چیزی را می‌پرستید که نه سودی به شما می‌رساند و نه زیانی؟»


67

اُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُوْنَ مِنْ دُوْنِ اللّٰهِ ۗاَفَلَا تَعْقِلُوْنَ

uffil lakum wa limā ta‘budūna min dūnillāh(i), afalā ta‘qilūn(a).

«وای بر شما و آنچه جز الله می‌پرستید! آیا عقل ندارید؟»


68

قَالُوْا حَرِّقُوْهُ وَانْصُرُوْٓا اٰلِهَتَكُمْ اِنْ كُنْتُمْ فٰعِلِيْنَ

qālū ḥarriqūhu wanṣurū ālihatakum in kuntum fā‘ilīn(a).

گفتند: «او را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید، اگر می‌خواهید کاری کنید.»


69

قُلْنَا يٰنَارُ كُوْنِيْ بَرْدًا وَّسَلٰمًا عَلٰٓى اِبْرٰهِيْمَ ۙ

qulnā yā nāru kūnī bardaw wa salāman ‘alā ibrāhīm(a).

ما (الله) گفتیم: «ای آتش! سرد و ایمن برای ابراهیم باش!»


70

وَاَرَادُوْا بِهٖ كَيْدًا فَجَعَلْنٰهُمُ الْاَخْسَرِيْنَ ۚ

wa arādū bihī kaidan fa ja‘alnāhumul-akhsarīn(a).

و آن‌ها خواستند علیه ابراهیم نیرنگی کنند، اما ما آن‌ها را زیان‌کارترین‌ها کردیم.


71

وَنَجَّيْنٰهُ وَلُوْطًا اِلَى الْاَرْضِ الَّتِيْ بٰرَكْناَ فِيْهَا لِلْعٰلَمِيْنَ

wa najjaināhu wa lūṭan ilal-arḍil-latī bāraknā fīhā lil-‘ālamīn(a).

و او (ابراهیم) و لوط را به سرزمینی نجات دادیم که برای جهانیان برکت داده بودیم.


72

وَوَهَبْنَا لَهٗٓ اِسْحٰقَ وَيَعْقُوْبَ نَافِلَةً ۗوَكُلًّا جَعَلْنَا صٰلِحِيْنَ

wa wahabnā lahū isḥāqa wa ya‘qūba nāfilah(tan), wa kullan ja‘alnā ṣāliḥīn(a).

و به او (ابراهیم) اسحاق و یعقوب را به عنوان نعمتی اضافی عطا کردیم و همه را صالح گرداندیم.


73

وَجَعَلْنٰهُمْ اَىِٕمَّةً يَّهْدُوْنَ بِاَمْرِنَا وَاَوْحَيْنَآ اِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرٰتِ وَاِقَامَ الصَّلٰوةِ وَاِيْتَاۤءَ الزَّكٰوةِۚ وَكَانُوْا لَنَا عٰبِدِيْنَ ۙ

wa ja‘alnāhum a'immatay yahdūna bi'amrinā wa auḥainā ilaihim fi‘lal-khairāti wa iqāmaṣ-ṣalāti wa ītā'az-zakāh(ti), wa kānū lanā ‘ābidīn(a).

و آن‌ها را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‌کردند و به آن‌ها وحی کردیم که نیکی کنند، نماز برپا دارند و زکات بدهند، و تنها ما را می‌پرستیدند.


74

وَلُوْطًا اٰتَيْنٰهُ حُكْمًا وَّعِلْمًا وَّنَجَّيْنٰهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِيْ كَانَتْ تَّعْمَلُ الْخَبٰۤىِٕثَ ۗاِنَّهُمْ كَانُوْا قَوْمَ سَوْءٍ فٰسِقِيْنَۙ

wa lūṭan ātaināhu ḥumkaw wa ‘ilmaw wa najjaināhu minal-qaryatil-latī kānat ta‘malul-khabā'iṡ(a), innahum kānū qauma sau'in fāsiqīn(a).

و به لوط حکمت و دانش دادیم و او را از شهری که کارهای زشت می‌کردند، نجات دادیم. به‌راستی آن‌ها مردمانی بدکار و فاسق بودند.


75

وَاَدْخَلْنٰهُ فِيْ رَحْمَتِنَاۗ اِنَّهٗ مِنَ الصّٰلِحِيْنَ ࣖ

wa adkhalnāhu fī raḥmatinā, innahū minaṣ-ṣāliḥīn(a).

و او را در رحمت خود وارد کردیم؛ به‌راستی او از صالحان بود.


76

وَنُوْحًا اِذْ نَادٰى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهٗ فَنَجَّيْنٰهُ وَاَهْلَهٗ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيْمِ ۚ

wa nūḥan iż nādā min qablu fastajabnā lahū fa najjaināhu wa ahlahū minal-karbil-‘aẓīm(i).

و (یاد کن) نوح را، پیش از این، هنگامی که دعا کرد. ما دعایش را مستجاب کردیم و او و پیروانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم.


77

وَنَصَرْنٰهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِيْنَ كَذَّبُوْا بِاٰيٰتِنَاۗ اِنَّهُمْ كَانُوْا قَوْمَ سَوْءٍ فَاَغْرَقْنٰهُمْ اَجْمَعِيْنَ

wa naṣarnāhu minal-qaumil-lażīna każżabū bi'āyātinā, innahum kānū qauma sau'in fa agraqnāhum ajma‘īn(a).

و او را از قومی که آیات ما را تکذیب کردند، یاری کردیم. به‌راستی آن‌ها مردمانی بدکار بودند، پس همه را غرق کردیم.


78

وَدَاوٗدَ وَسُلَيْمٰنَ اِذْ يَحْكُمٰنِ فِى الْحَرْثِ اِذْ نَفَشَتْ فِيْهِ غَنَمُ الْقَوْمِۚ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شٰهِدِيْنَ ۖ

wa dāwūda wa sulaimāna iż yaḥkumāni fil-ḥarṡi iż nafasyat fīhi ganamul-qaum(i), wa kunnā liḥukmihim syāhidīn(a).

و (یاد کن) داوود و سلیمان را، هنگامی که درباره مزرعه‌ای که گوسفندان قومی آن را ویران کرده بودند، داوری کردند. و ما شاهد داوری آن‌ها بودیم.


79

فَفَهَّمْنٰهَا سُلَيْمٰنَۚ وَكُلًّا اٰتَيْنَا حُكْمًا وَّعِلْمًاۖ وَّسَخَّرْنَا مَعَ دَاوٗدَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَۗ وَكُنَّا فٰعِلِيْنَ

fa fahhamnāhā sulaimān(a), wa kullan ātainā ḥukmaw wa ‘ilmā(n), wa sakhkharnā ma‘a dāwūdal-jibāla yusabbiḥna waṭ-ṭair(a), wa kunnā fā‘ilīn(a).

و به سلیمان (حکم) درست را فهماندیم؛ و به هر یک حکمت و دانش دادیم، و کوه‌ها و پرندگان را با داوود تسبیح‌گو قرار دادیم. و ما این کار را کردیم.


80

وَعَلَّمْنٰهُ صَنْعَةَ لَبُوْسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِّنْۢ بَأْسِكُمْۚ فَهَلْ اَنْتُمْ شٰكِرُوْنَ

wa ‘allamnāhu ṣan‘ata labūsil lakum lituḥṣinakum mim ba'sikum, fahal antum syākirūn(a).

و به داوود آموختیم که برای شما زره بسازد تا شما را در جنگ محافظت کند. آیا شکرگزار (الله) هستید؟


81

وَلِسُلَيْمٰنَ الرِّيْحَ عَاصِفَةً تَجْرِيْ بِاَمْرِهٖٓ اِلَى الْاَرْضِ الَّتِيْ بٰرَكْنَا فِيْهَاۗ وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عٰلِمِيْنَ

wa lisulaimānar-rīḥa ‘āṣifatan tajrī bi'amrihī ilal-arḍil-latī bāraknā fīhā, wa kunnā bikulli syai'in ‘ālimīn(a).

و برای سلیمان باد تندرو را رام کردیم که به فرمان او به سرزمینی که برکت داده بودیم، می‌وزید. و ما به همه چیز دانا هستیم.


82

وَمِنَ الشَّيٰطِيْنِ مَنْ يَّغُوْصُوْنَ لَهٗ وَيَعْمَلُوْنَ عَمَلًا دُوْنَ ذٰلِكَۚ وَكُنَّا لَهُمْ حٰفِظِيْنَ ۙ

wa minasy-syayāṭīna may yagūṣūna lahū wa ya‘malūna ‘amalan dūna żālik(a), wa kunnā lahum ḥāfiẓīn(a).

و (برای سلیمان) گروهی از شیاطین را رام کردیم که برای او به دریا فرو می‌رفتند و کارهای دیگری انجام می‌دادند؛ و ما نگهبان آن‌ها بودیم.


83

۞ وَاَيُّوْبَ اِذْ نَادٰى رَبَّهٗٓ اَنِّيْ مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّٰحِمِيْنَ ۚ

wa ayyūba iż nādā rabbahū annī massaniyaḍ-ḍurru wa anta arḥamur-rāḥimīn(a).

و (یاد کن) ایوب را، هنگامی که به پروردگارش دعا کرد: «پروردگارا، بیماری به من رسیده، در حالی که تو مهربان‌ترین مهربانانی.»


84

فَاسْتَجَبْنَا لَهٗ فَكَشَفْنَا مَا بِهٖ مِنْ ضُرٍّ وَّاٰتَيْنٰهُ اَهْلَهٗ وَمِثْلَهُمْ مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِنْدِنَا وَذِكْرٰى لِلْعٰبِدِيْنَ ۚ

fastajabnā lahū fa kasyafnā mā bihī min ḍurriw wa ātaināhu ahlahū wa miṡlahum ma‘ahum raḥmatam min ‘indinā wa żikrā lil-‘ābidīn(a).

پس دعایش را مستجاب کردیم و بیماری‌اش را برطرف کردیم و خانواده‌اش را به او بازگرداندیم و مانند آن‌ها را به او افزودیم، به عنوان رحمتی از ما و یادآوری برای عبادت‌کنندگان.


85

وَاِسْمٰعِيْلَ وَاِدْرِيْسَ وَذَا الْكِفْلِۗ كُلٌّ مِّنَ الصّٰبِرِيْنَ ۙ

wa ismā‘īla wa idrīsa wa żal-kifl(i), kullum minaṣ-ṣābirīn(a).

و (یاد کن) اسماعیل، ادریس و ذوالکفل را. همه از صابران بودند.


86

وَاَدْخَلْنٰهُمْ فِيْ رَحْمَتِنَاۗ اِنَّهُمْ مِّنَ الصّٰلِحِيْنَ

wa adkhalnāhum fī raḥmatinā, innahum minaṣ-ṣāliḥīn(a).

و آن‌ها را در رحمت خود وارد کردیم. به‌راستی آن‌ها از صالحان بودند.


87

وَذَا النُّوْنِ اِذْ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ اَنْ لَّنْ نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادٰى فِى الظُّلُمٰتِ اَنْ لَّآ اِلٰهَ اِلَّآ اَنْتَ سُبْحٰنَكَ اِنِّيْ كُنْتُ مِنَ الظّٰلِمِيْنَ ۚ

wa żan-nūni iż żahaba mugāḍiban fa ẓanna allan naqdira ‘alaihi fa nādā fiẓ-ẓulumāti allā ilāha illā anta subḥānaka innī kuntu minaẓ-ẓālimīn(a).

و (یاد کن) ذوالنون (یونس) را، هنگامی که در خشم رفت و گمان کرد که ما او را در تنگنا قرار نمی‌دهیم، پس در تاریکی‌ها ندا داد: «هیچ خدایی جز تو نیست، تو منزهی. به‌راستی من از ستمگران بودم.»


88

فَاسْتَجَبْنَا لَهٗۙ وَنَجَّيْنٰهُ مِنَ الْغَمِّۗ وَكَذٰلِكَ نُـْۨجِى الْمُؤْمِنِيْنَ

fastajabnā lahū wa najjaināhu minal-gamm(i), wa każālika nunjil-mu'minīn(a).

پس دعایش را مستجاب کردیم و او را از اندوه نجات دادیم. و این‌گونه مؤمنان را نجات می‌دهیم.


89

وَزَكَرِيَّآ اِذْ نَادٰى رَبَّهٗ رَبِّ لَا تَذَرْنِيْ فَرْدًا وَّاَنْتَ خَيْرُ الْوٰرِثِيْنَ ۚ

wa zakariyyā iż nādā rabbahū rabbi lā tażarnī fardaw wa anta khairul-wāriṡīn(a).

و (یاد کن) زکریا را، هنگامی که به پروردگارش دعا کرد: «پروردگارا، مرا تنها (بدون فرزند) مگذار، و تو بهترین وارثانی.»


90

فَاسْتَجَبْنَا لَهٗ ۖوَوَهَبْنَا لَهٗ يَحْيٰى وَاَصْلَحْنَا لَهٗ زَوْجَهٗۗ اِنَّهُمْ كَانُوْا يُسٰرِعُوْنَ فِى الْخَيْرٰتِ وَيَدْعُوْنَنَا رَغَبًا وَّرَهَبًاۗ وَكَانُوْا لَنَا خٰشِعِيْنَ

fastajabnā lah(ū), wa wahabnā lahū yaḥyā wa aṣlaḥnā lahū zaujah(ū), innahum kānū yusāri‘ūna fil-khairāti wa yad‘ūnanā ragabaw wa rahabā(n), wa kānū lanā khāsyi‘īn(a).

پس دعایش را مستجاب کردیم و یحیی را به او عطا کردیم و همسرش را (برای فرزندآوری) آماده کردیم. به‌راستی آن‌ها در کارهای نیک شتاب می‌کردند و با امید و ترس ما را می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.


91

وَالَّتِيْٓ اَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيْهَا مِنْ رُّوْحِنَا وَجَعَلْنٰهَا وَابْنَهَآ اٰيَةً لِّلْعٰلَمِيْنَ

wal-latī aḥṣanat farjahā fa nafakhnā fīhā mir rūḥinā wa ja‘alnāhā wabnahā āyatal lil-‘ālamīn(a).

و (یاد کن) مریم را که عفت خود را حفظ کرد، پس ما از روح خود در او دمیدیم و او و پسرش را نشانه‌ای برای جهانیان قرار دادیم.


92

اِنَّ هٰذِهٖٓ اُمَّتُكُمْ اُمَّةً وَّاحِدَةًۖ وَّاَنَا۠ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوْنِ

inna hāżihī ummatukum ummataw wāḥidah(tan), wa ana rabbukum fa‘budūn(i).

به‌راستی این (توحید) دین شماست، دینی یگانه، و من پروردگار شما هستم، پس مرا بپرستید.


93

وَتَقَطَّعُوْٓا اَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْۗ كُلٌّ اِلَيْنَا رٰجِعُوْنَ ࣖ

wa taqaṭṭa‘ū amrahum bainahum, kullun ilainā rāji‘ūn(a).

اما آن‌ها در امر (دین) خود میانشان تفرقه انداختند. همه به سوی ما بازمی‌گردند.


94

فَمَنْ يَّعْمَلْ مِنَ الصّٰلِحٰتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهٖۚ وَاِنَّا لَهٗ كٰتِبُوْنَ

famay ya‘mal minaṣ-ṣāliḥāti wa huwa mu'minun falā kufrāna lisa‘yih(ī), wa innā lahū kātibūn(a).

هر کس کار نیک کند و مؤمن باشد، تلاشش نادیده گرفته نمی‌شود، و ما برای او می‌نویسیم.


95

وَحَرٰمٌ عَلٰى قَرْيَةٍ اَهْلَكْنٰهَآ اَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُوْنَ

wa ḥarāmun ‘alā qaryatin ahlaknāhā, innahum lā yarji‘ūn(a).

و برای شهری که نابودش کردیم، ممکن نیست که (به سوی ما) بازنگردند.


96

حَتّٰىٓ اِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوْجُ وَمَأْجُوْجُ وَهُمْ مِّنْ كُلِّ حَدَبٍ يَّنْسِلُوْنَ

Ḥattā iżā futiḥat ya'jūju wa ma'jūju wa hum min kulli ḥadabiy yansilūn(a).

تا اینکه یاکجوج و ماکجوج (دیوارها) گشوده شدند و آنها از همه بلندی‌ها به سرعت پایین آمدند.


97

وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَاِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ اَبْصَارُ الَّذِيْنَ كَفَرُوْاۗ يٰوَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِيْ غَفْلَةٍ مِّنْ هٰذَا بَلْ كُنَّا ظٰلِمِيْنَ

waqtarabal-wa‘dul-ḥaqqu fa iżā hiya syākhiṣatun abṣārul-lażīna kafarū, yā wailanā qad kunnā fī gaflatim min hāżā bal kunnā ẓālimīn(a).

و هنگامی که وعده راستین (قیامت) نزدیک شود، ناگهان چشمان کافران خیره می‌ماند. (می‌گویند:) «وای بر ما! ما از این غافل بودیم، بلکه ستمگر بودیم.»


98

اِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُوْنَ مِنْ دُوْنِ اللّٰهِ حَصَبُ جَهَنَّمَۗ اَنْتُمْ لَهَا وٰرِدُوْنَ

innakum wa mā ta‘budūna min dūnillāhi ḥaṣabu jahannam(a), antum lahā wāridūn(a).

به‌راستی شما (کافران) و آنچه جز الله می‌پرستید، هیزم جهنم‌اید. شما به آن وارد خواهید شد.


99

لَوْ كَانَ هٰٓؤُلَاۤءِ اٰلِهَةً مَّا وَرَدُوْهَاۗ وَكُلٌّ فِيْهَا خٰلِدُوْنَ

lau kāna hā'ulā'i ālihatam mā waradūhā, wa kullun fīhā khālidūn(a).

اگر این‌ها خدایانی بودند، به (جهنم) وارد نمی‌شدند، اما همه در آن جاودانه‌اند.


100

لَهُمْ فِيْهَا زَفِيْرٌ وَّهُمْ فِيْهَا لَا يَسْمَعُوْنَ

lahum fīhā zafīruw wa hum fīhā lā yasma‘ūn(a).

برای آن‌ها در آن (جهنم) ناله‌ای است و چیزی نمی‌شنوند.


101

اِنَّ الَّذِيْنَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِّنَّا الْحُسْنٰىٓۙ اُولٰۤىِٕكَ عَنْهَا مُبْعَدُوْنَ ۙ

innal-lażīna sabaqat lahum minnal-ḥusnā, ulā'ika ‘anhā mub‘adūn(a).

به‌راستی کسانی که نیکی برایشان پیش‌تر مقدر شده، از آن (جهنم) دور نگه داشته می‌شوند.


102

لَا يَسْمَعُوْنَ حَسِيْسَهَاۚ وَهُمْ فِيْ مَا اشْتَهَتْ اَنْفُسُهُمْ خٰلِدُوْنَ ۚ

lā yasma‘ūna ḥasīsahā, wa hum fīmasytahat anfusuhum khālidūn(a).

آن‌ها صدای (هولناک) آن (جهنم) را نمی‌شنوند و در آنچه دلشان می‌خواهد، جاویدان‌اند.


103

لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْاَكْبَرُ وَتَتَلَقّٰىهُمُ الْمَلٰۤىِٕكَةُۗ هٰذَا يَوْمُكُمُ الَّذِيْ كُنْتُمْ تُوْعَدُوْنَ

lā yaḥzunuhumul-faza‘ul-akbaru wa tatalaqqāhumul-malā'ikah(tu), hāżā yaumukumul-lażī kuntum tū‘adūn(a).

وحشت بزرگ آن‌ها را اندوهگین نمی‌کند و فرشتگان به استقبالشان می‌آیند (و می‌گویند): «این روز شماست که به شما وعده داده شده بود.»


104

يَوْمَ نَطْوِى السَّمَاۤءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِۗ كَمَا بَدَأْنَآ اَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيْدُهٗۗ وَعْدًا عَلَيْنَاۗ اِنَّا كُنَّا فٰعِلِيْنَ

yauma naṭwis-samā'a kaṭayyis-sijilli lil-kutib(i), kamā bada'nā awwala khalqin nu‘īduh(ū), wa‘dan ‘alainā, innā kunnā fā‘ilīn(a).

(یاد کن) روزی که آسمان را مانند طومارهای کاغذ درهم می‌پیچیم. همان‌گونه که آفرینش نخست را آغاز کردیم، آن را بازمی‌گردانیم. وعده‌ای است که ما آن را به انجام می‌رسانیم.


105

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُوْرِ مِنْۢ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ الْاَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصّٰلِحُوْنَ

wa laqad katabnā fiz-zabūri mim ba‘diż-żikri annal-arḍa yariṡuhā ‘ibādiyaṣ-ṣāliḥūn(a).

و به‌راستی در زبور پس از ذکر (لوح محفوظ) نوشتیم که زمین را بندگان صالح من به ارث می‌برند.


106

اِنَّ فِيْ هٰذَا لَبَلٰغًا لِّقَوْمٍ عٰبِدِيْنَ ۗ

inna fī hāżā labalāgal liqaumin ‘ābidīn(a).

به‌راستی در این (قرآن) هدایتی کامل برای عبادت‌کنندگان است.


107

وَمَآ اَرْسَلْنٰكَ اِلَّا رَحْمَةً لِّلْعٰلَمِيْنَ

wa mā arsalnāka illā raḥmatal lil-‘ālamīn(a).

و ما تو (محمد) را جز به عنوان رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.


108

قُلْ اِنَّمَا يُوْحٰىٓ اِلَيَّ اَنَّمَآ اِلٰهُكُمْ اِلٰهٌ وَّاحِدٌۚ فَهَلْ اَنْتُمْ مُّسْلِمُوْنَ

qul innamā yūḥā ilayya annamā ilāhukum ilāhuw wāḥid(un), fahal antum muslimūn(a).

بگو (محمد): «به من وحی شده که پروردگارتان خدایی یگانه است، پس آیا تسلیم (او) شده‌اید؟»


109

فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ اٰذَنْتُكُمْ عَلٰى سَوَاۤءٍۗ وَاِنْ اَدْرِيْٓ اَقَرِيْبٌ اَمْ بَعِيْدٌ مَّا تُوْعَدُوْنَ

fa in tawallau fa qul āżantukum ‘alā sawā'(in), wa in adrī aqarībun am ba‘īdum mā tū‘adūn(a).

اگر روی گرداندند، بگو (محمد): «من به شما (پیام) را به‌طور یکسان رساندم و نمی‌دانم آنچه به شما وعده داده شده، نزدیک است یا دور.»


110

اِنَّهٗ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيَعْلَمُ مَا تَكْتُمُوْنَ

innahū ya‘lamul-jahra minal-qauli wa ya‘lamu mā taktumūn(a).

به‌راستی او (الله) آنچه را آشکارا می‌گویید می‌داند و آنچه را پنهان می‌کنید می‌داند.


111

وَاِنْ اَدْرِيْ لَعَلَّهٗ فِتْنَةٌ لَّكُمْ وَمَتَاعٌ اِلٰى حِيْنٍ

wa in adrī la‘allahū fitnatul lakum wa matā‘un ilā ḥīn(in).

و نمی‌دانم، شاید این (مهلت) آزمایشی برای شماست و لذتی تا زمانی معین.


112

قٰلَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّۗ وَرَبُّنَا الرَّحْمٰنُ الْمُسْتَعَانُ عَلٰى مَا تَصِفُوْنَ ࣖ

qāla rabbiḥkum bil-ḥaqq(i), wa rabbunar-raḥmānul-musta‘ānu ‘alā mā taṣifūn(a).

او (محمد) گفت: «پروردگارا، با عدالت داوری کن. و پروردگار ما رحمان است، کسی که از آنچه می‌گویید، یاری می‌طلبیم.»