ورود به اسلام، اینجا کلیک کنید
اسلام الحق: قرآن و حدیث
(اسلام حقیقی)

Q.S الحجر (اَلْحِجْر) - 99 تعداد آیات

(حجر)

قاری

صوت ترتیل

1

الۤرٰ ۗتِلْكَ اٰيٰتُ الْكِتٰبِ وَقُرْاٰنٍ مُّبِيْنٍ ۔

alif lām rā, tilka āyātul-kitābi wa qur'ānim mubīn(in).

الف لام را. این آیات کتاب (کامل) یعنی قرآن است که توضیح می‌دهد.


2

رُبَمَا يَوَدُّ الَّذِيْنَ كَفَرُوْا لَوْ كَانُوْا مُسْلِمِيْنَ

rubamā yawaddul-lażīna kafarū lau kānū muslimīn(a).

کافران گاهی (در آخرت) آرزو می‌کنند که ای کاش در دنیا مسلمان بودند.


3

ذَرْهُمْ يَأْكُلُوْا وَيَتَمَتَّعُوْا وَيُلْهِهِمُ الْاَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُوْنَ

Żarhum ya'kulū wa yatamatta‘ū wa yulhihimul-amalu fa saufa ya‘lamūn(a).

بگذارید آن‌ها (در این دنیا) بخورند و لذت ببرند و آرزوهای پوچ آن‌ها را سرگرم کند، به زودی خواهند دانست (عاقبت کارشان).


4

وَمَآ اَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ اِلَّا وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُوْمٌ

wa mā ahlaknā min qaryatin illā wa lahā kitābum ma‘lūm(un).

و ما هیچ شهری را نابود نکردیم، مگر اینکه برایش مدت معینی تعیین شده بود.


5

مَا تَسْبِقُ مِنْ اُمَّةٍ اَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُوْنَ

mā tasbiqu min ummatin ajalahā wa mā yasta'khirūn(a).

هیچ امتی نمی‌تواند از اجل خود پیشی بگیرد یا آن را به تأخیر اندازد.


6

وَقَالُوْا يٰٓاَيُّهَا الَّذِيْ نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ اِنَّكَ لَمَجْنُوْنٌ ۗ

wa qālū yā ayyuhal-lażī nuzzila ‘alaihiż-żikru innaka lamajnūn(un).

و گفتند: «ای کسی که قرآن بر او نازل شده، تو واقعاً دیوانه هستی.


7

لَوْمَا تَأْتِيْنَا بِالْمَلٰۤىِٕكَةِ اِنْ كُنْتَ مِنَ الصّٰدِقِيْنَ

lau mā ta'tīnā bil-malā'ikati in kunta minaṣ-ṣādiqīn(a).

چرا فرشتگان را نزد ما نمی‌آوری، اگر از راستگویان هستی؟»


8

مَا نُنَزِّلُ الْمَلٰۤىِٕكَةَ اِلَّا بِالْحَقِّ وَمَا كَانُوْٓا اِذًا مُّنْظَرِيْنَ

mā nunazzilul-malā'ikata illā bil-ḥaqqi wa mā kānū iżam munẓarīn(a).

ما فرشتگان را جز با حقیقت (برای آوردن عذاب) نازل نمی‌کنیم و در آن هنگام به آن‌ها مهلتی داده نمی‌شود.


9

اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَاِنَّا لَهٗ لَحٰفِظُوْنَ

innā naḥnu nazzalnaż-żikra wa innā lahū laḥāfiẓūn(a).

به راستی ما قرآن را نازل کردیم و قطعاً ما آن را حفظ خواهیم کرد.


10

وَلَقَدْ اَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِيْ شِيَعِ الْاَوَّلِيْنَ

wa laqad arsalnā min qablika fī syiya‘il-awwalīn(a).

و به راستی ما پیش از تو (محمد) رسولانی به سوی امت‌های پیشین فرستادیم.


11

وَمَا يَأْتِيْهِمْ مِّنْ رَّسُوْلٍ اِلَّا كَانُوْا بِهٖ يَسْتَهْزِءُوْنَ

wa mā ya'tīhim mir rasūlin illā kānū bihī yastahzi'ūn(a).

و هرگاه رسولی به سوی آن‌ها آمد، همیشه او را مسخره می‌کردند.


12

كَذٰلِكَ نَسْلُكُهٗ فِيْ قُلُوْبِ الْمُجْرِمِيْنَۙ

każālika naslukuhū fī qulūbil-mujrimīn(a).

این‌گونه (مسخره کردن) را در دل گناهکاران جای دادیم.


13

لَا يُؤْمِنُوْنَ بِهٖ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْاَوَّلِيْنَ

lā yu'minūna bihī wa qad khalat sunnatul-awwalīn(a).

آن‌ها به آن (قرآن) ایمان نمی‌آورند، در حالی که سنت خدا بر پیشینیان گذشته است.


14

وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا مِّنَ السَّمَاۤءِ فَظَلُّوْا فِيْهِ يَعْرُجُوْنَۙ

wa lau fataḥnā ‘alaihim bābam minas-samā'i fa ẓallū fīhi ya‘rujūn(a).

و اگر دری از آسمان به رویشان بگشاییم تا پیوسته به سوی آن بالا روند،


15

لَقَالُوْٓا اِنَّمَا سُكِّرَتْ اَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُوْرُوْنَ ࣖ

laqālū innamā sukkirat abṣārunā bal naḥnu qaumum masḥūrūn(a).

قطعاً می‌گویند: «چشمان ما تار شده، بلکه ما قومی جادو شده‌ایم.»


16

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِى السَّمَاۤءِ بُرُوْجًا وَّزَيَّنّٰهَا لِلنّٰظِرِيْنَۙ

wa laqad ja‘alnā fis-samā'i burūjaw wa zayyannāhā lin-nāẓirīn(a).

و به راستی ما در آسمان برج‌های ستارگان آفریدیم و آن را برای بینندگان زیبا کردیم،


17

وَحَفِظْنٰهَا مِنْ كُلِّ شَيْطٰنٍ رَّجِيْمٍۙ

wa ḥafiẓnāhā min kulli syaiṭānir rajīm(in).

و آن را از هر شیطان ملعونی حفظ کردیم،


18

اِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَاَتْبَعَهٗ شِهَابٌ مُّبِيْنٌ

illā manistaraqas-sam‘a fa atba‘ahū syihābum mubīn(un).

مگر شیطانی که (خبر) را می‌دزدد و شنیده می‌شود، سپس شعله‌ای درخشان او را تعقیب می‌کند.


19

وَالْاَرْضَ مَدَدْنٰهَا وَاَلْقَيْنَا فِيْهَا رَوَاسِيَ وَاَنْۢبَتْنَا فِيْهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُوْنٍ

wal-arḍa madadnāhā wa alqainā fīhā rawāsiya wa ambatnā fīhā min kulli syai'im mauzūn(in).

و ما زمین را گستراندیم و در آن کوه‌ها استوار کردیم و هر چیزی را به اندازه در آن رویاندیم.


20

وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيْهَا مَعَايِشَ وَمَنْ لَّسْتُمْ لَهٗ بِرٰزِقِيْنَ

wa ja‘alnā lakum fīhā ma‘āyisya wa mal lastum lahū birāziqīn(a).

و در آن برای شما وسایل زندگی قرار دادیم و (موجوداتی آفریدیم) که شما روزی‌دهنده آن‌ها نیستید.


21

وَاِنْ مِّنْ شَيْءٍ اِلَّا عِنْدَنَا خَزَاۤىِٕنُهٗ وَمَا نُنَزِّلُهٗٓ اِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُوْمٍ

wa im min syai'in illā ‘indanā khazā'inuhū wa mā nunazziluhū illā biqadarim ma‘lūm(un).

و هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزانه‌های آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه معین نازل نمی‌کنیم.


22

وَاَرْسَلْنَا الرِّيٰحَ لَوَاقِحَ فَاَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاۤءِ مَاۤءً فَاَسْقَيْنٰكُمُوْهُۚ وَمَآ اَنْتُمْ لَهٗ بِخٰزِنِيْنَ

wa arsalnar-riyāḥa lawāqiha fa anzalnā minas-samā'i mā'an fa asqainākumūh(u), wa mā antum lahū bikhāzinīn(a).

و ما بادها را برای باروری فرستادیم و از آسمان آب فرو فرستادیم و شما را از آن سیراب کردیم، و شما نگهدارنده آن نیستید.


23

وَاِنَّا لَنَحْنُ نُحْيٖ وَنُمِيْتُ وَنَحْنُ الْوٰرِثُوْنَ

wa innā lanaḥnu nuḥyī wa numītu wa naḥnul-wāriṡūn(a).

و به راستی ما هستیم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم، و ما وارث (همه چیز) هستیم.


24

وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِيْنَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِيْنَ

wa laqad ‘alimnal-mustaqdimīna minkum wa laqad ‘alimnal-musta'khirīn(a).

و به راستی ما کسانی را که پیش از شما بودند می‌شناسیم و کسانی را که بعد می‌آیند نیز می‌شناسیم.


25

وَاِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْۗ اِنَّهٗ حَكِيْمٌ عَلِيْمٌ ࣖ

wa inna rabbaka huwa yaḥsyuruhum, innahū ḥakīmun ‘alīm(un).

و به راستی پروردگارت آن‌ها را جمع خواهد کرد. او حکیم و داناست.


26

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَاٍ مَّسْنُوْنٍۚ

wa laqad khalaqnal-insāna min ṣalṣālim min ḥama'im masnūn(in).

و به راستی ما انسان را از گل خشکیده‌ای از لجن سیاه شکل‌یافته آفریدیم.


27

وَالْجَاۤنَّ خَلَقْنٰهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَّارِ السَّمُوْمِ

wal-jānna khalaqnāhu min qablu min nāris-samūm(i).

و جن را پیش از آن از آتش سوزان آفریدیم.


28

وَاِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلٰۤىِٕكَةِ اِنِّيْ خَالِقٌۢ بَشَرًا مِّنْ صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَاٍ مَّسْنُوْنٍۚ

wa iż qāla rabbuka lil-malā'ikati innī khāliqum basyaram min ṣalṣālim min ḥama'im masnūn(in).

و (یاد کن) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من انسانی را از گل خشکیده‌ای از لجن سیاه شکل‌یافته می‌آفرینم.


29

فَاِذَا سَوَّيْتُهٗ وَنَفَخْتُ فِيْهِ مِنْ رُّوْحِيْ فَقَعُوْا لَهٗ سٰجِدِيْنَ

fa iżā sawwaituhū wa nafakhtu fīhi mir rūḥī fa qa‘ū lahū sājidīn(a).

پس هنگامی که او را کامل کردم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید.»


30

فَسَجَدَ الْمَلٰۤىِٕكَةُ كُلُّهُمْ اَجْمَعُوْنَۙ

fa sajadal-malā'ikatu kulluhum ajma‘ūn(a).

پس فرشتگان همگی سجده کردند،


31

اِلَّآ اِبْلِيْسَۗ اَبٰىٓ اَنْ يَّكُوْنَ مَعَ السّٰجِدِيْنَ

illā iblīs(a), abā ay yakūna ma‘as-sājidīn(a).

مگر ابلیس که از سجده کردن به او سر باز زد.


32

قَالَ يٰٓاِبْلِيْسُ مَا لَكَ اَلَّا تَكُوْنَ مَعَ السّٰجِدِيْنَ

qāla yā iblīsu mā laka allā takūna ma‘as-sājidīn(a).

(خدا) فرمود: «ای ابلیس، چرا در میان سجده‌کنندگان نیستی؟»


33

قَالَ لَمْ اَكُنْ لِّاَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهٗ مِنْ صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَاٍ مَّسْنُوْنٍ

qāla lam akul li'asjuda libasyarin khalaqtahū min ṣalṣālim min ḥama'im masnūn(in).

او (ابلیس) گفت: «من هرگز به انسانی که از گل خشکیده از لجن سیاه شکل‌یافته آفریده‌ای سجده نخواهم کرد.»


34

قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَاِنَّكَ رَجِيْمٌۙ

qāla fakhruj minhā fa innaka rajīm(un).

(خدا) فرمود: «پس از بهشت بیرون رو، زیرا تو ملعونی،


35

وَّاِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ اِلٰى يَوْمِ الدِّيْنِ

wa inna ‘alaikal-la‘nata ilā yaumid-dīn(i).

و به راستی لعنت بر تو تا روز قیامت خواهد بود.»


36

قَالَ رَبِّ فَاَنْظِرْنِيْٓ اِلٰى يَوْمِ يُبْعَثُوْنَ

qāla rabbi fa anẓirnī ilā yaumi yub‘aṡūn(a).

او (ابلیس) گفت: «پروردگارا، پس به من تا روزی که (انسان‌ها) برانگیخته می‌شوند مهلت بده.»


37

قَالَ فَاِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِيْنَۙ

qāla fa innaka minal-munẓarīn(a).

(خدا) فرمود: «خوب، تو از کسانی هستی که به آن‌ها مهلت داده شده،


38

اِلٰى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوْمِ

ilā yaumil-waqtil-ma‘lūm(i).

تا روزی که زمان معین آن فرا رسد.»


39

قَالَ رَبِّ بِمَآ اَغْوَيْتَنِيْ لَاُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى الْاَرْضِ وَلَاُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعِيْنَۙ

qāla rabbi bimā agwaitanī la'uzayyinanna lahum fil-arḍi wa la'ugwiyannahum ajma‘īn(a).

او (ابلیس) گفت: «پروردگارا، چون مرا گمراه کردی، حتماً (بدی‌ها) را در زمین برایشان زیبا جلوه می‌دهم و همه آن‌ها را گمراه می‌کنم،


40

اِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِيْنَ

illā ‘ibādaka minhumul-mukhlaṣīn(a).

مگر بندگان برگزیده تو از میان آن‌ها.»


41

قَالَ هٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيْمٌ

qāla hāżā ṣirāṭun ‘alayya mustaqīm(un).

(خدا) فرمود: «این راهی است راست به سوی من.


42

اِنَّ عِبَادِيْ لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطٰنٌ اِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِيْنَ

inna ‘ibādī laisa laka ‘alaihim sulṭānun illā manittaba‘aka minal-gāwīn(a).

تو بر بندگان من تسلطی نداری، مگر کسانی که از تو پیروی کنند، یعنی گمراهان.»


43

وَاِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ اَجْمَعِيْنَۙ

wa inna jahannama lamau‘iduhum ajma‘īn(a).

و به راستی جهنم جایگاهی است که برای همه آن‌ها (پیروان شیطان) وعده داده شده است.


44

لَهَا سَبْعَةُ اَبْوَابٍۗ لِكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُوْمٌ ࣖ

lahā sab‘atu abwāb(in), likulli bābim minhum juz'um maqsūm(un).

(جهنم) هفت در دارد. برای هر در گروهی خاص از آن‌ها تعیین شده است.


45

اِنَّ الْمُتَّقِيْنَ فِيْ جَنّٰتٍ وَّعُيُوْنٍۗ

innal-muttaqīna fī jannātiw wa ‘uyūn(in).

به راستی پرهیزگاران در باغ‌ها و کنار چشمه‌ها هستند.


46

اُدْخُلُوْهَا بِسَلٰمٍ اٰمِنِيْنَ

udkhulūhā bisalāmin āminīn(a).

(خدا فرمود): «با سلامتی و امنیت به آن وارد شوید.»


47

وَنَزَعْنَا مَا فِيْ صُدُوْرِهِمْ مِّنْ غِلٍّ اِخْوَانًا عَلٰى سُرُرٍ مُّتَقٰبِلِيْنَ

wa naza‘nā mā fī ṣudūrihim min gillin ikhwānan ‘alā sururim mutaqābilīn(a).

و ما هرگونه کینه را از سینه‌هایشان زدودیم؛ آن‌ها مانند برادران بر تخت‌ها روبروی هم نشسته‌اند.


48

لَا يَمَسُّهُمْ فِيْهَا نَصَبٌ وَّمَا هُمْ مِّنْهَا بِمُخْرَجِيْنَ

lā yamassuhum fīhā naṣabuw wa mā hum minhā bimukhrajīn(a).

در آنجا نه خستگی احساس می‌کنند و نه هرگز از آن بیرون رانده می‌شوند.


49

۞ نَبِّئْ عِبَادِيْٓ اَنِّيْٓ اَنَا الْغَفُوْرُ الرَّحِيْمُۙ

nabbi' ‘ibādī annī anal-gafūrur-raḥīm(u).

به بندگانم خبر ده که منم آمرزنده و مهربان،


50

وَاَنَّ عَذَابِيْ هُوَ الْعَذَابُ الْاَلِيْمُ

wa anna ‘ażābī huwal-‘ażābul-alīm(u).

و به راستی عذاب من، عذابی است بسیار دردناک.


51

وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ اِبْرٰهِيْمَۘ

wa nabbi'hum ‘an ḍaifi ibrāhīm(a).

و (ای محمد) به آن‌ها از مهمانان ابراهیم (فرشتگان) خبر ده.


52

اِذْ دَخَلُوْا عَلَيْهِ فَقَالُوْا سَلٰمًاۗ قَالَ اِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُوْنَ

iż dakhalū ‘alaihi fa qālū salāmā(n), qāla innā minkum wajilūn(a).

هنگامی که به نزد او وارد شدند و گفتند: «سلام.» او گفت: «ما از شما می‌ترسیم.»


53

قَالُوْا لَا تَوْجَلْ اِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلٰمٍ عَلِيْمٍ

qālū lā taujal innā nubasysyiruka bigulāmin ‘alīm(in).

آن‌ها گفتند: «نترس، ما به تو مژده فرزندی دانا (اسحاق) می‌دهیم.»


54

قَالَ اَبَشَّرْتُمُوْنِيْ عَلٰٓى اَنْ مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُوْنَ

qāla abasysyartumūnī ‘alā am massaniyal-kibaru fa bima tubasysyirūn(a).

او (ابراهیم) گفت: «آیا به من مژده می‌دهید در حالی که پیری به من رسیده است؟ این مژده را چگونه می‌دهید؟»


55

قَالُوْا بَشَّرْنٰكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُنْ مِّنَ الْقٰنِطِيْنَ

qālū basysyarnāka bil-ḥaqqi falā takum minal-qāniṭīn(a).

آن‌ها گفتند: «ما به تو مژده‌ای حقیقی می‌دهیم، پس از ناامیدان مباش.»


56

قَالَ وَمَنْ يَّقْنَطُ مِنْ رَّحْمَةِ رَبِّهٖٓ اِلَّا الضَّاۤلُّوْنَ

qāla wa may yaqnaṭu mir raḥmati rabbihī illaḍ-ḍāllūn(a).

او (ابراهیم) گفت: «جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش ناامید می‌شود؟»


57

قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ اَيُّهَا الْمُرْسَلُوْنَ

qāla famā khaṭbukum ayyuhal-mursalūn(a).

او (ابراهیم) گفت: «ای فرستادگان، مأموریت مهم شما چیست؟»


58

قَالُوْٓا اِنَّآ اُرْسِلْنَآ اِلٰى قَوْمٍ مُّجْرِمِيْنَۙ

qālū innā ursilnā ilā qaumim mujrimīn(a).

آن‌ها گفتند: «ما به سوی قومی گناهکار فرستاده شده‌ایم،


59

اِلَّآ اٰلَ لُوْطٍۗ اِنَّا لَمُنَجُّوْهُمْ اَجْمَعِيْنَۙ

illā āla lūṭ(in), innā lamunajjūhum ajma‘īn(a).

مگر پیروان لوط. ما همه آن‌ها را نجات خواهیم داد،


60

اِلَّا امْرَاَتَهٗ قَدَّرْنَآ اِنَّهَا لَمِنَ الْغٰبِرِيْنَ ࣖ

illamra'atahū qaddarnā innahā laminal-gābirīn(a).

جز همسرش، که ما مقرر کرده‌ایم او از باقی‌ماندگان (با کافران) باشد.»


61

فَلَمَّا جَاۤءَ اٰلَ لُوْطِ ِۨالْمُرْسَلُوْنَۙ

falammā jā'a āla lūṭinil-mursalūn(a).

پس هنگامی که فرستادگان به نزد پیروان لوط آمدند،


62

قَالَ اِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنْكَرُوْنَ

qāla innakum qaumum munkarūn(a).

او (لوط) گفت: «شما مردمی ناشناس هستید.»


63

قَالُوْا بَلْ جِئْنٰكَ بِمَا كَانُوْا فِيْهِ يَمْتَرُوْنَ

qālū bal ji'nāka bimā kānū fīhi yamtarūn(a).

آن‌ها گفتند: «بلکه ما با عذابی که آن‌ها تکذیب می‌کردند به سوی تو آمده‌ایم.


64

وَاَتَيْنٰكَ بِالْحَقِّ وَاِنَّا لَصٰدِقُوْنَ

wa ataināka bil-ḥaqqi wa innā laṣādiqūn(a).

و ما برایت حقیقت را آورده‌ایم و به راستی ما راستگوییم.


65

فَاَسْرِ بِاَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ الَّيْلِ وَاتَّبِعْ اَدْبَارَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ اَحَدٌ وَّامْضُوْا حَيْثُ تُؤْمَرُوْنَ

fa asri bi'ahlika biqiṭ‘im minal-laili wattabi‘ adbārahum wa lā yaltafit minkum aḥaduw wamḍū ḥaiṡu tu'marūn(a).

پس در پایان شب با خانواده‌ات حرکت کن و از پشت سر آن‌ها برو. هیچ‌یک از شما به عقب نگاه نکند و به جایی که به شما امر شده بروید.»


66

وَقَضَيْنَآ اِلَيْهِ ذٰلِكَ الْاَمْرَ اَنَّ دَابِرَ هٰٓؤُلَاۤءِ مَقْطُوْعٌ مُّصْبِحِيْنَ

wa qaḍainā ilaihi żālikal-amra anna dābira hā'ulā'i maqṭū‘um muṣbiḥīn(a).

و ما این حکم را به او (لوط) ابلاغ کردیم که آن‌ها تا صبح نابود خواهند شد.


67

وَجَاۤءَ اَهْلُ الْمَدِيْنَةِ يَسْتَبْشِرُوْنَ

wa jā'a ahlul-madīnati yastabsyirūn(a).

و مردم شهر با شادی (به خاطر آمدن مهمانان) به خانه لوط آمدند.


68

قَالَ اِنَّ هٰٓؤُلَاۤءِ ضَيْفِيْ فَلَا تَفْضَحُوْنِۙ

qāla inna hā'ulā'i ḍaifī falā tafḍaḥūn(i).

او (لوط) گفت: «این‌ها مهمانان من هستند، مرا شرمنده نکنید،


69

وَاتَّقُوا اللّٰهَ وَلَا تُخْزُوْنِ

wattaqullāha wa lā tukhzūn(i).

و از خدا بترسید و مرا خوار نکنید.»


70

قَالُوْٓا اَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعٰلَمِيْنَ

qālū awalam nanhaka ‘anil-‘ālamīn(a).

آن‌ها گفتند: «آیا ما تو را از (مهمانداری) مردم باز نداشته‌ایم؟»


71

قَالَ هٰٓؤُلَاۤءِ بَنٰتِيْٓ اِنْ كُنْتُمْ فٰعِلِيْنَۗ

qāla hā'ulā'i banātī in kuntum fā‘ilīn(a).

او (لوط) گفت: «این‌ها دختران من هستند، اگر می‌خواهید (با آن‌ها ازدواج کنید).»


72

لَعَمْرُكَ اِنَّهُمْ لَفِيْ سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُوْنَ

la‘amruka innahum lafī sakratihim ya‘mahūn(a).

به جان تو (ای محمد)، آن‌ها در مستی خود سرگردان بودند.


73

فَاَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِيْنَۙ

fa akhażathumuṣ-ṣaiḥatu musyriqīn(a).

پس فریاد (عذاب) آن‌ها را هنگام طلوع آفتاب گرفت.


74

فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَاَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّنْ سِجِّيْلٍ

fa ja‘alnā ‘āliyahā sāfilahā wa amṭarnā ‘alaihim ḥijāratam min sijjīl(in).

و ما (شهر) آن‌ها را زیر و رو کردیم و بر آن‌ها سنگ‌هایی از گِل پخته فرو ریختیم.


75

اِنَّ فِيْ ذٰلِكَ لَاٰيٰتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِيْنَۙ

inna fī żālika la'āyātil lil-mutawassimīn(a).

به راستی در این برای کسانی که تأمل می‌کنند نشانه‌هایی است.


76

وَاِنَّهَا لَبِسَبِيْلٍ مُّقِيْمٍ

wa innahā labisabīlim muqīm(in).

و در واقع، (این کشور) واقعاً در جاده‌ای قرار دارد که هنوز (توسط انسان‌ها طی می‌شود).


77

اِنَّ فِيْ ذٰلِكَ لَاٰيَةً لِّلْمُؤْمِنِيْنَۗ

inna fī żālika la'āyatal lil-mu'minīn(a).

به راستی در این برای مؤمنان نشانه‌ای است.


78

وَاِنْ كَانَ اَصْحٰبُ الْاَيْكَةِ لَظٰلِمِيْنَۙ

wa in kāna aṣḥābul-aikati laẓālimīn(a).

و به راستی مردم ایکه (قوم شعیب) ستمکار بودند.


79

فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْۘ وَاِنَّهُمَا لَبِاِمَامٍ مُّبِيْنٍۗ ࣖ

fantaqamnā minhum, wa innahumā labi'imāmim mubīn(in).

پس از آن‌ها انتقام گرفتیم، و هر دو (شهر قوم لوط و شعیب) بر راهی آشکارند.


80

وَلَقَدْ كَذَّبَ اَصْحٰبُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِيْنَۙ

wa laqad każżaba aṣḥābul-ḥijril-mursalīn(a).

و به راستی مردم حجر (قوم ثمود) پیامبران را تکذیب کردند.


81

وَاٰتَيْنٰهُمْ اٰيٰتِنَا فَكَانُوْا عَنْهَا مُعْرِضِيْنَۙ

wa ātaināhum āyātinā fa kānū ‘anhā mu‘riḍīn(a).

و ما آیاتمان را به آن‌ها دادیم، اما آن‌ها از آن روی گرداندند.


82

وَكَانُوْا يَنْحِتُوْنَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوْتًا اٰمِنِيْنَ

wa kānū yanḥitūna minal-jibāli buyūtan āminīn(a).

و آن‌ها در کوه‌ها خانه‌هایی تراشیده و ایمن بودند.


83

فَاَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِيْنَۙ

fa akhażathumuṣ-ṣaiḥatu muṣbiḥīn(a).

اما فریاد (عذاب) آن‌ها را صبحگاهان گرفت.


84

فَمَآ اَغْنٰى عَنْهُمْ مَّا كَانُوْا يَكْسِبُوْنَۗ

famā agnā ‘anhum mā kānū yaksibūn(a).

و آنچه به دست آورده بودند برایشان سودی نداشت.


85

وَمَا خَلَقْنَا السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ اِلَّا بِالْحَقِّۗ وَاِنَّ السَّاعَةَ لَاٰتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيْلَ

wa mā khalaqnas-samāwāti wal-arḍa wa mā bainahumā illā bil-ḥaqq(i), wa innas-sā‘ata la'ātiyatun faṣfaḥiṣ-ṣafḥal-jamīl(a).

و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن‌هاست جز به حق نیافریدیم، و به راستی ساعت (قیامت) خواهد آمد. پس (ای محمد) با نرمی گذشت کن.


86

اِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلّٰقُ الْعَلِيْمُ

inna rabbaka huwal-khallāqul-‘alīm(u).

به راستی پروردگارت آفریننده و داناست.


87

وَلَقَدْ اٰتَيْنٰكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِيْ وَالْقُرْاٰنَ الْعَظِيْمَ

wa laqad ātaināka sab‘am minal-maṡānī wal-qur'ānal-‘aẓīm(a).

و به راستی ما به تو هفت آیه مکرر (فاتحه) و قرآن بزرگ را عطا کردیم.


88

لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ اِلٰى مَا مَتَّعْنَا بِهٖٓ اَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِيْنَ

lā tamuddanna ‘ainaika ilā mā matta‘nā bihī azwājam minhum wa lā taḥzan ‘alaihim wakhfiḍ janāḥaka lil-mu'minīn(a).

چشم به آنچه به برخی از آن‌ها (کافران) داده‌ایم ندوز، و بر آن‌ها غمگین مباش، و بال‌هایت را برای مؤمنان فروکش.


89

وَقُلْ اِنِّيْٓ اَنَا النَّذِيْرُ الْمُبِيْنُۚ

wa qul innī anan-nażīrul-mubīn(u).

و بگو: «من هشداردهنده‌ای آشکارم.»


90

كَمَآ اَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِيْنَۙ

kamā anzalnā ‘alal-muqtasimīn(a).

همان‌گونه که بر تقسیم‌کنندگان (قرآن) نازل کردیم،


91

الَّذِيْنَ جَعَلُوا الْقُرْاٰنَ عِضِيْنَ

allażīna ja‘alul-qur'āna ‘iḍīn(a).

(یعنی) کسانی که قرآن را تکه‌تکه کردند.


92

فَوَرَبِّكَ لَنَسْـَٔلَنَّهُمْ اَجْمَعِيْنَۙ

fa wa rabbika lanas'alannahum ajma‘īn(a).

پس به پروردگارت سوگند، ما از همه آن‌ها بازخواست خواهیم کرد،


93

عَمَّا كَانُوْا يَعْمَلُوْنَ

‘ammā kānū ya‘malūn(a).

درباره آنچه انجام داده‌اند.


94

فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَاَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِيْنَ

faṣda‘ bimā tu'maru wa a‘riḍ ‘anil-musyrikīn(a).

پس آنچه را به تو امر شده آشکارا اعلام کن و از مشرکان روی بگردان.


95

اِنَّا كَفَيْنٰكَ الْمُسْتَهْزِءِيْنَۙ

innā kafainākal-mustahzi'īn(a).

به راستی ما تو (محمد) را از شر مسخره‌کنندگان حفظ می‌کنیم،


96

الَّذِيْنَ يَجْعَلُوْنَ مَعَ اللّٰهِ اِلٰهًا اٰخَرَۚ فَسَوْفَ يَعْلَمُوْنَ

allażīna yaj‘alūna ma‘allāhi ilāhan ākhar(a), fa saufa ya‘lamūn(a).

(یعنی) کسانی که با خدا معبود دیگری قرار می‌دهند؛ به زودی خواهند دانست.


97

وَلَقَدْ نَعْلَمُ اَنَّكَ يَضِيْقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُوْلُوْنَۙ

wa laqad na‘lamu annaka yaḍīqu ṣadruka bimā yaqūlūn(a).

و ما می‌دانیم که سینه‌ات از آنچه می‌گویند تنگ می‌شود،


98

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِّنَ السّٰجِدِيْنَۙ

fa sabbiḥ biḥamdi rabbika wa kum minas-sājidīn(a).

پس با ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از سجده‌کنندگان باش،


99

وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتّٰى يَأْتِيَكَ الْيَقِيْنُ ࣖࣖ

wa‘bud rabbaka ḥattā ya'tiyakal-yaqīn(u).

و پروردگارت را عبادت کن تا یقین (مرگ) به تو برسد.