ورود به اسلام، اینجا کلیک کنید
اسلام الحق: قرآن و حدیث
(اسلام حقیقی)

Q.S یا سین (يس) - 83 تعداد آیات

(یس)

قاری

صوت ترتیل

1

يٰسۤ ۚ

yā sīn.

یا سین


2

وَالْقُرْاٰنِ الْحَكِيْمِۙ

wal-qur'ānil-ḥakīm(i).

سوگند به قرآن حکیم،


3

اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِيْنَۙ

innaka laminal-mursalīn(a).

به‌راستی تو (ای محمد) از پیامبرانی،


4

عَلٰى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيْمٍۗ

‘alā ṣirāṭim mustaqīm(in).

(که) بر راه راست قرار داری،


5

تَنْزِيْلَ الْعَزِيْزِ الرَّحِيْمِۙ

tanzīlal-‘azīzir-raḥīm(i).

(این قرآنی است) که از سوی (خداوند) توانای مهربان نازل شده،


6

لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَّآ اُنْذِرَ اٰبَاۤؤُهُمْ فَهُمْ غٰفِلُوْنَ

litunżira qaumam mā unżira ābā'uhum fahum gāfilūn(a).

تا قومی را هشدار دهی که پدرانشان هشدار داده نشده‌اند، پس آن‌ها غافل‌اند.


7

لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلٰٓى اَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُوْنَ

laqad ḥaqqal-qaulu ‘alā akṡarihim fahum lā yu'minūn(a).

به‌راستی حکم (عذاب) بر اکثر آن‌ها محقق شده، زیرا ایمان نیاوردند.


8

اِنَّا جَعَلْنَا فِيْٓ اَعْنَاقِهِمْ اَغْلٰلًا فَهِيَ اِلَى الْاَذْقَانِ فَهُمْ مُّقْمَحُوْنَ

innā ja‘alnā fī a‘nāqihim aglālan fa hiya ilal-ażqāni fahum muqmaḥūn(a).

ما بر گردن‌هایشان غُل‌هایی نهادیم که تا چانه‌هایشان (بالا آمده)، پس سرهایشان را بالا نگه داشته‌اند.


9

وَجَعَلْنَا مِنْۢ بَيْنِ اَيْدِيْهِمْ سَدًّا وَّمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَاَغْشَيْنٰهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُوْنَ

wa ja‘alnā mim baini aidīhim saddaw wa min khalfihim saddan fa agsyaināhum fahum lā yubṣirūn(a).

و پیش رویشان دیواری و پشت سرشان دیواری قرار دادیم و چشمانشان را پوشاندیم، پس نمی‌توانند ببینند.


10

وَسَوَاۤءٌ عَلَيْهِمْ ءَاَنْذَرْتَهُمْ اَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُوْنَ

wa sawā'un ‘alaihim a'anżartahum am lam tunżirhum lā yu'minūn(a).

برای آن‌ها یکسان است که هشدارشان دهی یا ندهی، ایمان نمی‌آورند.


11

اِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَيْبِۚ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَّاَجْرٍ كَرِيْمٍ

innamā tunżiru manittaba‘aż-żikra wa khasyiyar-raḥmāna bil-gaib(i), fa basysyirhu bimagfiratiw wa ajrin karīm(in).

تو تنها کسانی را هشدار می‌دهی که از ذکر (قرآن) پیروی کنند و از خداوند رحمان در نهان بترسند. پس آن‌ها را به آمرزش و پاداشی گرامی مژده ده.


12

اِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتٰى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوْا وَاٰثَارَهُمْۗ وَكُلَّ شَيْءٍ اَحْصَيْنٰهُ فِيْٓ اِمَامٍ مُّبِيْنٍ ࣖ

innā naḥnu nuḥyil-mautā wa naktubu mā qaddamū wa āṡārahum, wa kulla syai'in aḥṣaināhu fī imāmim mubīn(in).

ما هستیم که مردگان را زنده می‌کنیم و آنچه انجام داده‌اند و آثارشان را می‌نویسیم. و هر چیزی را در کتابی روشن (لوح محفوظ) گرد آوردیم.


13

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَّثَلًا اَصْحٰبَ الْقَرْيَةِۘ اِذْ جَاۤءَهَا الْمُرْسَلُوْنَۚ

waḍrib lahum maṡalan aṣḥābal-qaryah(ti), iż jā'ahal-mursalūn(a).

و برایشان مثالی بزن: مردم شهری که فرستادگان به سویشان آمدند؛


14

اِذْ اَرْسَلْنَآ اِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوْهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوْٓا اِنَّآ اِلَيْكُمْ مُّرْسَلُوْنَ

iż arsalnā ilaihimuṡnaini fa każżabūhumā fa ‘azzaznā biṡāliṡin faqālū innā ilaikum mursalūn(a).

وقتی دو فرستاده به سویشان فرستادیم، آن‌ها را تکذیب کردند؛ پس با (فرستاده) سومی تقویتشان کردیم. آن‌ها گفتند: «ما به سوی شما فرستاده شده‌ایم.»


15

قَالُوْا مَآ اَنْتُمْ اِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَاۙ وَمَآ اَنْزَلَ الرَّحْمٰنُ مِنْ شَيْءٍۙ اِنْ اَنْتُمْ اِلَّا تَكْذِبُوْنَ

qālū mā antum illā basyarum miṡlunā, wa mā anzalar-raḥmānu min syai'(in), in antum illā takżibūn(a).

(مردم شهر) گفتند: «شما جز انسان‌هایی مانند ما نیستید، و خداوند رحمان چیزی نازل نکرده؛ شما جز دروغگویان نیستید.»


16

قَالُوْا رَبُّنَا يَعْلَمُ اِنَّآ اِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُوْنَ

qālū rabbunā ya‘lamu innā ilaikum lamursalūn(a).

آن‌ها گفتند: «پروردگارمان می‌داند که ما به سوی شما فرستاده شده‌ایم.


17

وَمَا عَلَيْنَآ اِلَّا الْبَلٰغُ الْمُبِيْنُ

wa mā ‘alainā illal-balāgul-mubīn(u).

و وظیفه ما جز ابلاغ آشکار نیست.»


18

قَالُوْٓا اِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْۚ لَىِٕنْ لَّمْ تَنْتَهُوْا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِّنَّا عَذَابٌ اَلِيْمٌ

qālū innā taṭayyarnā bikum, la'il lam tantahū lanarjumannakum wa layamassannakum minnā ‘ażābun alīm(un).

(مردم) گفتند: «ما از شما به شگون بد گرفتار شدیم. اگر دست نکشید، شما را سنگسار می‌کنیم و عذابی دردناک از ما خواهید چشید.»


19

قَالُوْا طَاۤىِٕرُكُمْ مَّعَكُمْۗ اَىِٕنْ ذُكِّرْتُمْۗ بَلْ اَنْتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُوْنَ

qālū ṭā'irukum ma‘akum, a'in żukkirtum, bal antum qaumum musrifūn(a).

(فرستادگان) گفتند: «شگون بد شما از خودتان است. آیا چون هشدار داده شدید؟ بلکه شما قومی تجاوزکارید.»


20

وَجَاۤءَ مِنْ اَقْصَا الْمَدِيْنَةِ رَجُلٌ يَّسْعٰى قَالَ يٰقَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِيْنَۙ

wa jā'a min aqṣal-madīnati rajuluy yas‘ā qāla yā qaumittabi‘ul-mursalīn(a).

و از دورترین نقطه شهر، مردی شتابان آمد و گفت: «ای قوم من! از فرستادگان پیروی کنید.


21

اتَّبِعُوْا مَنْ لَّا يَسْـَٔلُكُمْ اَجْرًا وَّهُمْ مُّهْتَدُوْنَ ۔

ittabi‘ū mal lā yas'alukum ajraw wa hum muhtadūn(a).

از کسانی پیروی کنید که از شما پاداشی نمی‌خواهند و هدایت‌شده‌اند.


22

وَمَا لِيَ لَآ اَعْبُدُ الَّذِيْ فَطَرَنِيْ وَاِلَيْهِ تُرْجَعُوْنَ

wa mā liya lā a‘budul-lażī faṭaranī wa ilaihi turja‘ūn(a).

چرا نباید (خداوندی) را بپرستم که مرا آفریده و به سوی او بازمی‌گردید؟


23

ءَاَتَّخِذُ مِنْ دُوْنِهٖٓ اٰلِهَةً اِنْ يُّرِدْنِ الرَّحْمٰنُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّيْ شَفَاعَتُهُمْ شَيْـًٔا وَّلَا يُنْقِذُوْنِۚ

a'attakhiżu min dūnihī ālihatan iy yuridnir-raḥmānu biḍurril lā tugni ‘annī syafā‘atuhum syai'aw wa lā yunqiżūn(i).

آیا به جای او خدایانی بگیرم؟ اگر خداوند رحمان برایم زیانی بخواهد، شفاعتشان برایم سودی ندارد و نمی‌توانند مرا نجات دهند.


24

اِنِّيْٓ اِذًا لَّفِيْ ضَلٰلٍ مُّبِيْنٍ

innī iżal lafī ḍalālim mubīn(in).

اگر چنین کنم، به‌راستی در گمراهی آشکاری خواهم بود.


25

اِنِّيْٓ اٰمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُوْنِۗ

innī āmantu birabbikum fasma‘ūn(i).

من به پروردگارتان ایمان آوردم؛ پس به من گوش دهید.»


26

قِيْلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۗقَالَ يٰلَيْتَ قَوْمِيْ يَعْلَمُوْنَۙ

qīladkhulil-jannah(ta), qāla yā laita qaumī ya‘lamūn(a).

(به او) گفته شد: «به بهشت وارد شو.» او گفت: «ای کاش قومم می‌دانستند،


27

بِمَا غَفَرَ لِيْ رَبِّيْ وَجَعَلَنِيْ مِنَ الْمُكْرَمِيْنَ

bimā gafaralī rabbī wa ja‘alanī minal-mukramīn(a).

که چرا پروردگارم مرا آمرزید و از گرامی‌شدگان قرار داد.»


28

۞ وَمَآ اَنْزَلْنَا عَلٰى قَوْمِهٖ مِنْۢ بَعْدِهٖ مِنْ جُنْدٍ مِّنَ السَّمَاۤءِ وَمَا كُنَّا مُنْزِلِيْنَ

wa mā anzalnā ‘alā qaumihī mim ba‘dihī min jundim minas-samā'i wa mā kunnā munzilīn(a).

و پس از او (مرگش)، هیچ لشکری از آسمان بر قومش نفرستادیم و نیازی به فرستادن نداشتیم.


29

اِنْ كَانَتْ اِلَّا صَيْحَةً وَّاحِدَةً فَاِذَا هُمْ خٰمِدُوْنَ

in kānat illā ṣaiḥataw wāḥidatan fa'iżā hum khāmidūn(a).

جز یک فریاد نبود که ناگهان خاموش شدند.


30

يٰحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِۚ مَا يَأْتِيْهِمْ مِّنْ رَّسُوْلٍ اِلَّا كَانُوْا بِهٖ يَسْتَهْزِءُوْنَ

yā ḥasratan ‘alal-‘ibād(i), mā ya'tīhim mir rasūlin illā kānū bihī yastahzi'ūn(a).

چه بسیار حسرت بر بندگان! هرگاه پیامبری به سویشان آمد، او را مسخره کردند.


31

اَلَمْ يَرَوْا كَمْ اَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِّنَ الْقُرُوْنِ اَنَّهُمْ اِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُوْنَ

alam yarau kam ahlaknā qablahum minal-qurūni annahum ilaihim lā yarji‘ūn(a).

آیا ندیدند چه بسیار امت‌هایی را پیش از آن‌ها نابود کردیم که به سویشان بازنمی‌گردند؟


32

وَاِنْ كُلٌّ لَّمَّا جَمِيْعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُوْنَ ࣖ

wa in kullul lammā jamī‘ul ladainā muḥḍarūn(a).

و همه آن‌ها، همگی، نزد ما آورده می‌شوند.


33

وَاٰيَةٌ لَّهُمُ الْاَرْضُ الْمَيْتَةُ ۖاَحْيَيْنٰهَا وَاَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُوْنَ

wa āyatul lahumul-arḍul-maitah(tu), aḥyaināhā wa akhrajnā minhā ḥabban faminhu ya'kulūn(a).

و نشانه‌ای برای آن‌ها زمین مرده است که آن را زنده کردیم و از آن دانه‌ای بیرون آوردیم که از آن می‌خورند.


34

وَجَعَلْنَا فِيْهَا جَنّٰتٍ مِّنْ نَّخِيْلٍ وَّاَعْنَابٍ وَّفَجَّرْنَا فِيْهَا مِنَ الْعُيُوْنِۙ

wa ja‘alnā fīhā jannātim min nakhīliw wa a‘nābiw wa fajjarnā fīhā minal-‘uyūn(i).

و در آن باغ‌هایی از نخل و انگور قرار دادیم و چشمه‌ها در آن جاری ساختیم،


35

لِيَأْكُلُوْا مِنْ ثَمَرِهٖۙ وَمَا عَمِلَتْهُ اَيْدِيْهِمْ ۗ اَفَلَا يَشْكُرُوْنَ

liya'kulū min ṡamarihī wa mā ‘amilathu aidīhim, afalā yasykurūn(a).

تا از میوه آن و آنچه دستشان ساخته بخورند. آیا شکر نمی‌گزارند؟


36

سُبْحٰنَ الَّذِيْ خَلَقَ الْاَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْۢبِتُ الْاَرْضُ وَمِنْ اَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُوْنَ

subḥānal-lażī khalaqal-azwāja kullahā mimmā tumbitul-arḍu wa min anfusihim wa mimmā lā ya‘lamūn(a).

منزه است آن که جفت‌های گوناگون را آفرید، از آنچه زمین می‌رویاند و از خودشان و از آنچه نمی‌دانند.


37

وَاٰيَةٌ لَّهُمُ الَّيْلُ ۖنَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَاِذَا هُمْ مُّظْلِمُوْنَۙ

wa āyatul lahumul-lailu naslakhu minhun-nahāra fa'iżā hum muẓlimūn(a).

و نشانه‌ای برای آن‌ها شب است که روز را از آن جدا می‌کنیم، پس ناگهان در تاریکی فرو می‌روند.


38

وَالشَّمْسُ تَجْرِيْ لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۗذٰلِكَ تَقْدِيْرُ الْعَزِيْزِ الْعَلِيْمِۗ

wasy-syamsu tajrī limustaqarril lahā, żālika taqdīrul-‘azīzil-‘alīm(i).

و خورشید در مسیر خود روان است. این تقدیر (خداوند) توانای داناست.


39

وَالْقَمَرَ قَدَّرْنٰهُ مَنَازِلَ حَتّٰى عَادَ كَالْعُرْجُوْنِ الْقَدِيْمِ

wal-qamara qaddarnāhu manāzila ḥattā ‘āda kal-‘urjūnil-qadīm(i).

و ماه را برایشان مقدر کردیم که تا (شکل) شاخه خشک خرما بازگردد.


40

لَا الشَّمْسُ يَنْۢبَغِيْ لَهَآ اَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا الَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۗوَكُلٌّ فِيْ فَلَكٍ يَّسْبَحُوْنَ

lasy-syamsu yambagī lahā an tudrikal-qamara wa lal-lailu sābiqun-nahār(i), wa kullun fī falakiy yasbaḥūn(a).

نه خورشید را سزد که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی گیرد، و هر یک در مداری شناورند.


41

وَاٰيَةٌ لَّهُمْ اَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِى الْفُلْكِ الْمَشْحُوْنِۙ

wa āyatul lahum annā ḥamalnā żurriyyatahum fil-fulkil-masyḥūn(i).

و نشانه‌ای برای آن‌ها این است که نسلشان را در کشتی پربار حمل کردیم،


42

وَخَلَقْنَا لَهُمْ مِّنْ مِّثْلِهٖ مَا يَرْكَبُوْنَ

wa khalaqnā lahum mim miṡlihī mā yarkabūn(a).

و برایشان مانند آن (کشتی) چیزی آفریدیم که سوارش می‌شوند.


43

وَاِنْ نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيْخَ لَهُمْ وَلَاهُمْ يُنْقَذُوْنَۙ

wa in nasya' nugriqhum falā ṣarīkha lahum wa lā hum yunqażūn(a).

و اگر بخواهیم، آن‌ها را غرق می‌کنیم، پس نه فریادرسی برایشان است و نه نجات می‌یابند،


44

اِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا اِلٰى حِيْنٍ

illā raḥmatam minnā wa matā‘an ilā ḥīn(in).

مگر به رحمت ما و برای بهره‌مندی تا زمانی معین.


45

وَاِذَا قِيْلَ لَهُمُ اتَّقُوْا مَا بَيْنَ اَيْدِيْكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُوْنَ

wa iżā qīla lahumuttaqū mā baina aidīkum wa mā khalfakum la‘allakum turḥamūn(a).

و وقتی به آن‌ها گفته شود: «از (عذاب) پیش رویتان (در دنیا) و آنچه در پی دارید (در آخرت) بترسید تا رحمت یابید.»


46

وَمَا تَأْتِيْهِمْ مِّنْ اٰيَةٍ مِّنْ اٰيٰتِ رَبِّهِمْ اِلَّا كَانُوْا عَنْهَا مُعْرِضِيْنَ

wa mā ta'tīhim min āyatim min āyāti rabbihim illā kānū ‘anhā mu‘riḍīn(a).

و هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های پروردگارشان به سویشان نیامد مگر اینکه از آن روی گرداندند.


47

وَاِذَا قِيْلَ لَهُمْ اَنْفِقُوْا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّٰهُ ۙقَالَ الَّذِيْنَ كَفَرُوْا لِلَّذِيْنَ اٰمَنُوْٓا اَنُطْعِمُ مَنْ لَّوْ يَشَاۤءُ اللّٰهُ اَطْعَمَهٗٓ ۖاِنْ اَنْتُمْ اِلَّا فِيْ ضَلٰلٍ مُّبِيْنٍ

wa iżā qīla lahum anfiqū mimmā razaqakumullāh(u), qālal-lażīna kafarū lil-lażīna āmanū anuṭ‘imu mal lau yasyā'ullāhu aṭ‘amah(ū), in antum illā fī ḍalālim mubīn(in).

و وقتی به آن‌ها گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزی داده انفاق کنید»، کافران به مؤمنان می‌گویند: «آیا به کسانی غذا دهیم که اگر خدا می‌خواست، خودشان را سیر می‌کرد؟ شما در گمراهی آشکاری هستید.»


48

وَيَقُوْلُوْنَ مَتٰى هٰذَا الْوَعْدُ اِنْ كُنْتُمْ صٰدِقِيْنَ

wa yaqūlūna matā hāżal-wa‘du in kuntum ṣādiqīn(a).

و می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده (روز قیامت) کی خواهد بود؟»


49

مَا يَنْظُرُوْنَ اِلَّا صَيْحَةً وَّاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُوْنَ

mā yanẓurūna illā ṣaiḥataw wāḥidatan ta'khużuhum wa hum yakhiṣṣimūn(a).

آن‌ها جز یک فریاد را انتظار نمی‌کشند که هنگام جدالشان، آن‌ها را دربرمی‌گیرد.


50

فَلَا يَسْتَطِيْعُوْنَ تَوْصِيَةً وَّلَآ اِلٰٓى اَهْلِهِمْ يَرْجِعُوْنَ ࣖ

falā yastaṭī‘ūna tauṣiyataw wa lā ilā ahlihim yarji‘ūn(a).

پس نه توان وصیت کردن دارند و نه به سوی خانواده‌شان بازمی‌گردند.


51

وَنُفِخَ فِى الصُّوْرِ فَاِذَا هُمْ مِّنَ الْاَجْدَاثِ اِلٰى رَبِّهِمْ يَنْسِلُوْنَ

wa nufikha fiṣ-ṣūri fa'iżā hum minal-ajdāṡi ilā rabbihim yansilūn(a).

و چون در صور دمیده شود، ناگهان از قبرهایشان زنده به سوی پروردگارشان می‌شتابند.


52

قَالُوْا يٰوَيْلَنَا مَنْۢ بَعَثَنَا مِنْ مَّرْقَدِنَا ۜهٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُوْنَ

qālū yā wailanā mam ba‘aṡanā mim marqadinā…hāżā mā wa‘adar-raḥmānu wa ṣadaqal-mursalūn(a).

می‌گویند: «وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان (قبر) برانگیخت؟» این همان است که خداوند رحمان وعده داده و پیامبران راست گفتند.


53

اِنْ كَانَتْ اِلَّا صَيْحَةً وَّاحِدَةً فَاِذَا هُمْ جَمِيْعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُوْنَ

in kānat illā ṣaiḥataw wāḥidatan fa'iżā hum jamī‘ul ladainā muḥḍarūn(a).

جز یک فریاد نبود که ناگهان همه نزد ما حاضر می‌شوند.


54

فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْـًٔا وَّلَا تُجْزَوْنَ اِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُوْنَ

fal-yauma lā tuẓlamu nafsun syai'aw wa lā tujzauna illā mā kuntum ta‘malūn(a).

پس در آن روز به هیچ‌کس کمترین ستمی نمی‌شود و جز آنچه کرده‌اید پاداش داده نمی‌شوید.


55

اِنَّ اَصْحٰبَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِيْ شُغُلٍ فٰكِهُوْنَ ۚ

inna aṣḥābal-jannatil-yauma fī syugulin fākihūn(a).

به‌راستی اهل بهشت در آن روز در شادی و سرگرمی‌اند.


56

هُمْ وَاَزْوَاجُهُمْ فِيْ ظِلٰلٍ عَلَى الْاَرَاۤىِٕكِ مُتَّكِـُٔوْنَ ۚ

hum wa azwājuhum fī ẓilālin ‘alal-arā'iki muttaki'ūn(a).

آن‌ها و همسرانشان در سایه‌ها بر تخت‌ها تکیه زده‌اند.


57

لَهُمْ فِيْهَا فَاكِهَةٌ وَّلَهُمْ مَّا يَدَّعُوْنَ ۚ

lahum fīhā fākihatuw wa lahum mā yadda‘ūn(a).

برای آن‌ها در آنجا میوه‌هاست و هرچه بخواهند دارند.


58

سَلٰمٌۗ قَوْلًا مِّنْ رَّبٍّ رَّحِيْمٍ

salāmun qaulam mir rabbir raḥīm(in).

(و به آن‌ها گفته می‌شود:) «سلام» سخنی از پروردگار مهربان.


59

وَامْتَازُوا الْيَوْمَ اَيُّهَا الْمُجْرِمُوْنَ

wamtāzul-yauma ayyuhal-mujrimūn(a).

(و گفته می‌شود:) «ای گناهکاران! امروز از (مؤمنان) جدا شوید.


60

۞ اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَيْكُمْ يٰبَنِيْٓ اٰدَمَ اَنْ لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطٰنَۚ اِنَّهٗ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِيْنٌ

alam a‘had ilaikum yā banī ādama allā ta‘budusy-syaiṭān(a), innahū lakum ‘aduwwum mubīn(un).

ای فرزندان آدم! آیا به شما نفرمودم که شیطان را نپرستید؟ او برای شما دشمنی آشکار است.


61

وَاَنِ اعْبُدُوْنِيْ ۗهٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيْمٌ

wa ani‘budūnī, hāżā ṣirāṭum mustaqīm(un).

و مرا بپرستید، این راه راست است.


62

وَلَقَدْ اَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيْرًا ۗاَفَلَمْ تَكُوْنُوْا تَعْقِلُوْنَ

wa laqad aḍalla minkum jibillan kaṡīrā(n), afalam takūnū ta‘qilūn(a).

و او بسیاری از شما را گمراه کرد. آیا نمی‌اندیشید؟


63

هٰذِهٖ جَهَنَّمُ الَّتِيْ كُنْتُمْ تُوْعَدُوْنَ

hāżihī jahannamul-latī kuntum tū‘adūn(a).

این جهنم است که به شما وعده داده شده بود.


64

اِصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُوْنَ

iṣlauhal-yauma bimā kuntum takfurūn(a).

امروز به آن وارد شوید، زیرا کفر ورزیدید.


65

اَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلٰٓى اَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَآ اَيْدِيْهِمْ وَتَشْهَدُ اَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوْا يَكْسِبُوْنَ

al-yauma nakhtimu ‘alā afwāhihim wa tukallimunā aidīhim wa tasyhadu arjuluhum bimā kānū yaksibūn(a).

در آن روز دهانشان را مهر می‌کنیم؛ دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان به آنچه کرده‌اند گواهی می‌دهند.


66

وَلَوْ نَشَاۤءُ لَطَمَسْنَا عَلٰٓى اَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَاَنّٰى يُبْصِرُوْنَ

wa lau nasyā'u laṭamasnā ‘alā a‘yunihim fastabaquṣ-ṣirāṭa fa annā yubṣirūn(a).

و اگر بخواهیم، چشمانشان را محو می‌کنیم؛ پس به سوی راه می‌شتابند، اما چگونه می‌توانند ببینند؟


67

وَلَوْ نَشَاۤءُ لَمَسَخْنٰهُمْ عَلٰى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوْا مُضِيًّا وَّلَا يَرْجِعُوْنَ ࣖ

wa lau nasyā'u lamasakhnāhum ‘alā makānatihim famastaṭā‘ū muḍiyyaw wa lā yarji‘ūn(a).

و اگر بخواهیم، آن‌ها را در جای خود دگرگون می‌کنیم؛ پس نه توان رفتن دارند و نه بازمی‌گردند.


68

وَمَنْ نُّعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِى الْخَلْقِۗ اَفَلَا يَعْقِلُوْنَ

wa man nu‘ammirhu nunakkishu fil-khalq(i), afalā ya‘qilūn(a).

و هر که را عمر دراز دهیم، او را به سوی خلقت نخستین بازمی‌گردانیم. آیا نمی‌اندیشید؟


69

وَمَا عَلَّمْنٰهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْۢبَغِيْ لَهٗ ۗاِنْ هُوَ اِلَّا ذِكْرٌ وَّقُرْاٰنٌ مُّبِيْنٌ ۙ

wa mā ‘allamnāhusy-syi‘ra wa mā yambagī lah(ū), in huwa illā żikruw wa qur'ānum mubīn(un).

و ما به او (محمد) شعر نیاموختیم و برایش شایسته نیست. این (قرآن) جز پند و کتابی روشن نیست،


70

لِّيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيًّا وَّيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكٰفِرِيْنَ

liyunżira man kāna ḥayyaw wa yaḥiqqal-qaulu ‘alal-kāfirīn(a).

تا کسانی را که زنده‌اند (دل‌هایشان) هشدار دهد و حکم (عذاب) بر کافران محقق شود.


71

اَوَلَمْ يَرَوْا اَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِّمَّا عَمِلَتْ اَيْدِيْنَآ اَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مٰلِكُوْنَ

awalam yarau annā khalaqnā lahum mimmā ‘amilat aidīnā an‘āman fahum lahā mālikūn(a).

آیا ندیدند که ما برایشان از آنچه به قدرت خود آفریدیم، چهارپایان را خلق کردیم که آن‌ها را در اختیار دارند؟


72

وَذَلَّلْنٰهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوْبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُوْنَ

wa żallalnāhā lahum fa minhā rakūbuhum wa minhā ya'kulūn(a).

و آن‌ها را برایشان رام کردیم؛ برخی سواری‌شان می‌دهند و برخی را می‌خورند.


73

وَلَهُمْ فِيْهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُۗ اَفَلَا يَشْكُرُوْنَ

wa lahum fīhā manāfi‘u wa masyārib(u), afalā yasykurūn(a).

و از آن‌ها بهره‌ها و نوشیدنی‌هایی دارند. آیا شکر نمی‌گزارند؟


74

وَاتَّخَذُوْا مِنْ دُوْنِ اللّٰهِ اٰلِهَةً لَّعَلَّهُمْ يُنْصَرُوْنَ ۗ

wattakhażū min dūnillāhi ālihatal la‘allahum yunṣarūn(a).

و به جای خدا، خدایانی گرفتند تا شاید یاری شوند.


75

لَا يَسْتَطِيْعُوْنَ نَصْرَهُمْۙ وَهُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُّحْضَرُوْنَ

lā yastaṭī‘ūna naṣrahum, wa hum lahum jundum muḥḍarūn(a).

آن‌ها (معبودان) نمی‌توانند یاری‌شان کنند، حال آنکه آن‌ها برای (معبودان) لشکری آماده‌اند.


76

فَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ ۘاِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّوْنَ وَمَا يُعْلِنُوْنَ

falā yaḥzunka qauluhum, innā na‘lamu mā yusirrūna wa mā yu‘linūn(a).

پس سخنانشان تو را (ای محمد) اندوهگین نکند. ما آنچه پنهان می‌کنند و آنچه آشکار می‌سازند می‌دانیم.


77

اَوَلَمْ يَرَ الْاِنْسَانُ اَنَّا خَلَقْنٰهُ مِنْ نُّطْفَةٍ فَاِذَا هُوَ خَصِيْمٌ مُّبِيْنٌ

awalam yaral-insānu annā khalaqnāhu min nuṭfatin fa'iżā huwa khaṣīmum mubīn(un).

آیا انسان ندید که ما او را از نطفه‌ای آفرید، پس ناگهان دشمنی آشکار شد؟


78

وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَّنَسِيَ خَلْقَهٗۗ قَالَ مَنْ يُّحْيِ الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيْمٌ

wa ḍaraba lanā maṡalaw wa nasiya khalqah(ū), qāla may yuḥyil-‘iẓāma wa hiya ramīm(un).

و برای ما مثالی زد و خلقت خود را فراموش کرد؛ گفت: «چه کسی استخوان‌ها را زنده می‌کند وقتی پوسیده‌اند؟»


79

قُلْ يُحْيِيْهَا الَّذِيْٓ اَنْشَاَهَآ اَوَّلَ مَرَّةٍ ۗوَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيْمٌ ۙ

qul yuḥyīhal-lażī ansya'ahā awwala marrah(tin), wa huwa bikulli khalqin ‘alīm(un).

بگو (ای محمد): «آن که بار نخست آن‌ها را آفرید، زنده‌شان می‌کند. و او به هر آفریده‌ای داناست،


80

ۨالَّذِيْ جَعَلَ لَكُمْ مِّنَ الشَّجَرِ الْاَخْضَرِ نَارًاۙ فَاِذَآ اَنْتُمْ مِّنْهُ تُوْقِدُوْنَ

allażī ja‘ala lakum minasy-syajaril-akhḍari nārā(n), fa'iżā antum minhu tūqidūn(a).

همان که از درخت سبز برایتان آتش پدید آورد، پس از آن آتش می‌افروزید.»


81

اَوَلَيْسَ الَّذِيْ خَلَقَ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضَ بِقٰدِرٍ عَلٰٓى اَنْ يَّخْلُقَ مِثْلَهُمْ ۗبَلٰى وَهُوَ الْخَلّٰقُ الْعَلِيْمُ

awa laisal-lażī khalaqas-samāwāti wal-arḍa biqādirin ‘alā ay yakhluqa miṡlahum, balā wa huwal-khallāqul-‘alīm(u).

آیا آن که آسمان‌ها و زمین را آفرید، نمی‌تواند مانند آن‌ها را بازآفریند؟ آری، و او آفریننده داناست.


82

اِنَّمَآ اَمْرُهٗٓ اِذَآ اَرَادَ شَيْـًٔاۖ اَنْ يَّقُوْلَ لَهٗ كُنْ فَيَكُوْنُ

innamā amruhū iżā arāda syai'an ay yaqūla lahū kun fa yakūn(u).

کار او چنین است که وقتی چیزی را اراده کند، تنها به آن می‌گوید: «باش!» پس می‌شود.


83

فَسُبْحٰنَ الَّذِيْ بِيَدِهٖ مَلَكُوْتُ كُلِّ شَيْءٍ وَّاِلَيْهِ تُرْجَعُوْنَ ࣖ

fa subḥānal-lażī biyadihī malakūtu kulli syai'iw wa ilaihi turja‘ūn(a).

پس منزه است آن که سلطنت همه‌چیز در دست اوست و به سوی او بازمی‌گردید.