ورود به اسلام، اینجا کلیک کنید
اسلام الحق: قرآن و حدیث
(اسلام حقیقی)

Q.S مریم (مَرْيَم) - 98 تعداد آیات

(مریم)

قاری

صوت ترتیل

1

كۤهٰيٰعۤصۤ ۚ

kāf hā yā ‘aīn ṣād.

کاف، هاء، یاء، عین، صاد.


2

ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهٗ زَكَرِيَّا ۚ

Żikru raḥmati rabbika ‘abdahū zakariyyā.

این (قرآن) شرح رحمت پروردگارت بر بنده‌اش زکریاست،


3

اِذْ نَادٰى رَبَّهٗ نِدَاۤءً خَفِيًّا

iż nādā rabbahū nidā'an khafiyyā(n).

هنگامی که او با صدایی نرم به پروردگارش دعا کرد.


4

قَالَ رَبِّ اِنِّيْ وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّيْ وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَّلَمْ اَكُنْۢ بِدُعَاۤىِٕكَ رَبِّ شَقِيًّا

qāla rabbi innī wahanal-‘aẓmu minnī wasyta‘alar-ra'su syaibaw wa lam akum bidu‘ā'ika rabbi syaqiyyā(n).

او (زکریا) گفت: «پروردگارا، به‌راستی استخوان‌هایم سست شده و سرم پر از موهای سفید گشته، و هرگز در دعا به سوی تو ناامید نبوده‌ام، ای پروردگارم.


5

وَاِنِّيْ خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَّرَاۤءِيْ وَكَانَتِ امْرَاَتِيْ عَاقِرًا فَهَبْ لِيْ مِنْ لَّدُنْكَ وَلِيًّا ۙ

wa innī khiftul-mawāliya miw warā'ī wa kānatimra'atī ‘āqiran fahab lī mil ladunka waliyyā(n).

و من نگران خویشاوندانم پس از خودم هستم، در حالی که همسرم نازاست، پس از جانب خود به من فرزندی عطا کن،


6

يَّرِثُنِيْ وَيَرِثُ مِنْ اٰلِ يَعْقُوْبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا

yariṡunī wa yariṡu min āli ya‘qūba waj‘alhu rabbi raḍiyyā(n).

که از من و از خاندان یعقوب ارث برد؛ و او را، ای پروردگارم، مورد رضایت قرار ده.»


7

يٰزَكَرِيَّآ اِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلٰمِ ِۨاسْمُهٗ يَحْيٰىۙ لَمْ نَجْعَلْ لَّهٗ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا

yā zakariyyā innā nubasysyiruka bigulāminismuhū yaḥyā, lam naj‘al lahū min qablu samiyyā(n).

(الله فرمود): «ای زکریا! ما تو را به پسری بشارت می‌دهیم که نامش یحیی است، نامی که پیش‌تر به کسی نداده‌ایم.»


8

قَالَ رَبِّ اَنّٰى يَكُوْنُ لِيْ غُلٰمٌ وَّكَانَتِ امْرَاَتِيْ عَاقِرًا وَّقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا

qāla rabbi annā yakūnu lī gulāmuw wa kānatimra'atī ‘āqiraw wa qad balagtu minal-kibari ‘itiyyā(n).

او (زکریا) گفت: «پروردگارا، چگونه فرزندی خواهم داشت، در حالی که همسرم نازاست و من خود به سنی بسیار بالا رسیده‌ام؟»


9

قَالَ كَذٰلِكَۗ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَّقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْـًٔا

qāla każālik(a), qāla rabbuka huwa ‘alayya hayyinuw wa qad khalaqtuka min qablu wa lam taku syai'ā(n).

(الله) فرمود: «این‌گونه است.» پروردگارت فرمود: «این برای من آسان است؛ به‌راستی تو را پیش‌تر آفریدم، در حالی که هیچ نبود.»


10

قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِّيْٓ اٰيَةً ۗقَالَ اٰيَتُكَ اَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلٰثَ لَيَالٍ سَوِيًّا

qāla rabbij‘al lī āyah(tan), qāla āyatuka allā tukalliman-nāsa ṡalāṡa layālin sawiyyā(n).

او (زکریا) گفت: «پروردگارا، نشانه‌ای به من عطا کن.» (الله) فرمود: «نشانه‌ات این است که سه شبانه‌روز نمی‌توانی با مردم سخن بگویی، در حالی که سالم هستی.»


11

فَخَرَجَ عَلٰى قَوْمِهٖ مِنَ الْمِحْرَابِ فَاَوْحٰٓى اِلَيْهِمْ اَنْ سَبِّحُوْا بُكْرَةً وَّعَشِيًّا

fa kharaja ‘alā qaumihī minal-miḥrābi fa auḥā ilaihim an sabbiḥū bukrataw wa ‘asyiyyā(n).

پس او از محراب به سوی قومش بیرون آمد، سپس به آن‌ها اشاره کرد که صبح و شام تسبیح گویید.


12

يٰيَحْيٰى خُذِ الْكِتٰبَ بِقُوَّةٍ ۗوَاٰتَيْنٰهُ الْحُكْمَ صَبِيًّاۙ

yā yaḥyā khużil-kitāba biquwwah(tin), wa ātaināhul-ḥukma ṣabiyyā(n).

«ای یحیی! کتاب (تورات) را با جدیت فراگیر.» و ما به او (یحیی) در کودکی حکمت عطا کردیم،


13

وَّحَنَانًا مِّنْ لَّدُنَّا وَزَكٰوةً ۗوَكَانَ تَقِيًّا ۙ

wa ḥanānam mil ladunnā wa zakāh(tan), wa kāna taqiyyā(n).

و محبت (به دیگران) از سوی خودمان و پاکی (از گناه) به او دادیم. و او پرهیزگار بود،


14

وَّبَرًّاۢ بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُنْ جَبَّارًا عَصِيًّا

wa barram biwālidaihi wa lam yakun jabbāran ‘aṣiyyā(n).

و به پدر و مادرش بسیار نیکوکار بود، و او نه سرکش بود و نه نافرمان.


15

وَسَلٰمٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوْتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا ࣖ

wa salāmun ‘alaihi yauma wulida wa yauma yamūtu wa yauma yub‘aṡu ḥayyā(n).

و سلام بر او در روزی که زاده شد، و روزی که می‌میرد، و روزی که زنده برانگیخته می‌شود.


16

وَاذْكُرْ فِى الْكِتٰبِ مَرْيَمَۘ اِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ اَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا ۙ

ważkur fil-kitābi maryam(a), iżintabażat min ahlihā makānan syarqiyyā(n).

و (ای محمد) داستان مریم را در کتاب (قرآن) بازگو کن، هنگامی که او از خانواده‌اش به مکانی در شرق (بیت‌المقدس) کناره گرفت،


17

فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُوْنِهِمْ حِجَابًاۗ فَاَرْسَلْنَآ اِلَيْهَا رُوْحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا

fattakhażat min dūnihim ḥijābā(n), fa arsalnā ilaihā rūḥanā fa tamaṡṡala lahā basyaran sawiyyā(n).

و پرده‌ای میان خود و آن‌ها کشید. پس ما روح خود (جبرئیل) را به سوی او فرستادیم، و او در برابرش به‌صورت انسانی کامل ظاهر شد.


18

قَالَتْ اِنِّيْٓ اَعُوْذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْكَ اِنْ كُنْتَ تَقِيًّا

qālat innī a‘ūżu bir-raḥmāni minka in kunta taqiyyā(n).

او (مریم) گفت: «من از تو به خدای رحمان پناه می‌برم، اگر پرهیزگار باشی.»


19

قَالَ اِنَّمَآ اَنَا۠ رَسُوْلُ رَبِّكِۖ لِاَهَبَ لَكِ غُلٰمًا زَكِيًّا

qāla innamā ana rasūlu rabbik(a), li'ahaba laki gulāman zakiyyā(n).

او (جبرئیل) گفت: «من فقط فرستاده پروردگارت هستم، تا به تو پسری پاک عطا کنم.»


20

قَالَتْ اَنّٰى يَكُوْنُ لِيْ غُلٰمٌ وَّلَمْ يَمْسَسْنِيْ بَشَرٌ وَّلَمْ اَكُ بَغِيًّا

qālat annā yakūnu lī gulāmuw wa lam yamsasnī basyaruw wa lam aku bagiyyā(n).

او (مریم) گفت: «چگونه فرزندی داشته باشم، در حالی که هیچ انسانی مرا لمس نکرده و من زناکار نیستم؟»


21

قَالَ كَذٰلِكِۚ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌۚ وَلِنَجْعَلَهٗٓ اٰيَةً لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّاۚ وَكَانَ اَمْرًا مَّقْضِيًّا

qāla każālik(a), qāla rabbuka huwa ‘alayya hayyin(un), wa linaj‘alahū āyatal lin-nāsi wa raḥmatam minnā, wa kāna amram maqḍiyyā(n).

او (جبرئیل) گفت: «این‌گونه است.» پروردگارت فرمود: «این برای من آسان است، و تا او را نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از سوی ما قرار دهیم؛ و این امری است که مقدر شده است.»


22

۞ فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهٖ مَكَانًا قَصِيًّا

fa ḥamalathu fantabażat bihī makānan qaṣiyyā(n).

پس او (مریم) باردار شد، سپس با آن (کودک در شکم) به مکانی دور کناره گرفت.


23

فَاَجَاۤءَهَا الْمَخَاضُ اِلٰى جِذْعِ النَّخْلَةِۚ قَالَتْ يٰلَيْتَنِيْ مِتُّ قَبْلَ هٰذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَّنْسِيًّا

fa ajā'ahal-makhāḍu ilā jiz‘in nakhlah(ti), qālat yā laitanī mittu qabla hāżā wa kuntu nas-yam mansiyyā(n).

سپس درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشاند، گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم و کاملاً فراموش شده بودم.»


24

فَنَادٰىهَا مِنْ تَحْتِهَآ اَلَّا تَحْزَنِيْ قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا

fa nādāhā min taḥtihā allā taḥzanī qad ja‘ala rabbuki taḥtaki sariyyā(n).

پس (جبرئیل) از جایگاهی پایین او را ندا داد: «اندوهگین مباش، پروردگارت در زیر پایت چشمه‌ای قرار داده است.»


25

وَهُزِّيْٓ اِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسٰقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا ۖ

wa huzzī ilaiki bijiz‘in-nakhlati tusāqiṭ ‘alaiki ruṭaban janiyyā(n).

«و تنه درخت خرما را به سوی خود تکان ده، تا خرماهای تازه بر تو فرو ریزد.»


26

فَكُلِيْ وَاشْرَبِيْ وَقَرِّيْ عَيْنًا ۚفَاِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ اَحَدًاۙ فَقُوْلِيْٓ اِنِّيْ نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْمًا فَلَنْ اُكَلِّمَ الْيَوْمَ اِنْسِيًّا ۚ

fa kulī wasyrabī wa qarrī ‘ainā(n), fa immā tarayinna minal-basyari aḥadā(n), fa qūlī innī nażartu lir-raḥmāni ṣauman falan ukallimal-yauma insiyyā(n).

«پس بخور و بنوش و شادمان باش. و اگر کسی را دیدی، بگو: «من برای خدای رحمان نذر سکوت کرده‌ام، پس امروز با هیچ‌کس سخن نمی‌گویم.»»


27

فَاَتَتْ بِهٖ قَوْمَهَا تَحْمِلُهٗ ۗقَالُوْا يٰمَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْـًٔا فَرِيًّا

fa atat bihī qaumahā taḥmiluh(ū), qālū yā maryamu laqad ji'ti syai'an fariyyā(n).

سپس او (مریم) با (کودک) در آغوش به سوی قومش آورد. آن‌ها گفتند: «ای مریم! به‌راستی کار بسیار زشتی انجام دادی.»


28

يٰٓاُخْتَ هٰرُوْنَ مَا كَانَ اَبُوْكِ امْرَاَ سَوْءٍ وَّمَا كَانَتْ اُمُّكِ بَغِيًّا ۖ

yā ukhta hārūna kāna abūkimra'a sau'iw wa mā kānat ummuki bagiyyā(n).

«ای خواهر هارون! پدرت مرد بدی نبود و مادرت زناکار نبود.»


29

فَاَشَارَتْ اِلَيْهِۗ قَالُوْا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِى الْمَهْدِ صَبِيًّا

fa asyārat ilaīh(i), qālū kaifa nukallimu man kāna fil-mahdi ṣabiyyā(n).

پس او (مریم) به (فرزندش) اشاره کرد. آن‌ها گفتند: «چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟»


30

قَالَ اِنِّيْ عَبْدُ اللّٰهِ ۗاٰتٰنِيَ الْكِتٰبَ وَجَعَلَنِيْ نَبِيًّا ۙ

qāla innī ‘abdullāh(i), ātāniyal-kitāba wa ja‘alanī nabiyyā(n).

او (عیسی) گفت: «من بنده خدا هستم، او به من کتاب (انجیل) داده و مرا نبی قرار داده است.»


31

وَّجَعَلَنِيْ مُبٰرَكًا اَيْنَ مَا كُنْتُۖ وَاَوْصٰنِيْ بِالصَّلٰوةِ وَالزَّكٰوةِ مَا دُمْتُ حَيًّا ۖ

wa ja‘alanī mubārakan aina mā kunt(u), wa auṣānī biṣ-ṣalāti waz-zakāti mā dumtu ḥayyā(n).

«و مرا هر کجا باشم مبارک گردانیده و به من سفارش کرده که تا زنده‌ام نماز و زکات را ادا کنم،»


32

وَّبَرًّاۢ بِوَالِدَتِيْ وَلَمْ يَجْعَلْنِيْ جَبَّارًا شَقِيًّا

wa barram biwālidatī wa lam yaj‘alnī jabbāran syaqiyyā(n).

«و به مادرم نیکوکار باشم، و مرا سرکش و بدبخت قرار نداده است.»


33

وَالسَّلٰمُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُّ وَيَوْمَ اَمُوْتُ وَيَوْمَ اُبْعَثُ حَيًّا

was-salāmu ‘alayya yauma wulittu wa yauma amūtu wa yauma ub‘aṡu ḥayyā(n).

«و سلام بر من در روزی که زاده شدم، و روزی که می‌میرم، و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم.»


34

ذٰلِكَ عِيْسَى ابْنُ مَرْيَمَ ۚقَوْلَ الْحَقِّ الَّذِيْ فِيْهِ يَمْتَرُوْنَ

Żālika ‘īsabnu maryam(a), qaulal-ḥaqqil-lażī fīhi yamtarūn(a).

این است عیسی، پسر مریم، سخن حقی که در آن تردید می‌کنند.


35

مَا كَانَ لِلّٰهِ اَنْ يَّتَّخِذَ مِنْ وَّلَدٍ سُبْحٰنَهٗ ۗاِذَا قَضٰٓى اَمْرًا فَاِنَّمَا يَقُوْلُ لَهٗ كُنْ فَيَكُوْنُ ۗ

mā kāna lillāhi ay yattakhiża miw waladin subḥānah(ū), iżā qaḍā amran fa innamā yaqūlu lahū kun fa yakūn(u).

برای خدا ممکن نیست که فرزندی داشته باشد، او منزه است. هنگامی که چیزی را اراده کند، تنها می‌گوید: «باش»، پس می‌شود.


36

وَاِنَّ اللّٰهَ رَبِّيْ وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوْهُ ۗهٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيْمٌ

wa innallāha rabbī wa rabbukum fa‘budūh(u), hāżā ṣirāṭum mustaqīm(un).

و به‌راستی خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید، این راه راست است.


37

فَاخْتَلَفَ الْاَحْزَابُ مِنْۢ بَيْنِهِمْۚ فَوَيْلٌ لِّلَّذِيْنَ كَفَرُوْا مِنْ مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيْمٍ

fakhtalafal-aḥzābu mim bainihim, fa wailul lil-lażīna kafarū mim masyhadi yaumin ‘aẓīm(in).

اما گروه‌ها (از مسیحیان) در میان خود اختلاف کردند. پس وای بر کسانی که کافر شدند، از (دیدار) روز بزرگ (قیامت).


38

اَسْمِعْ بِهِمْ وَاَبْصِرْۙ يَوْمَ يَأْتُوْنَنَا لٰكِنِ الظّٰلِمُوْنَ الْيَوْمَ فِيْ ضَلٰلٍ مُّبِيْنٍ

asmi‘ bihim wa abṣir, yauma ya'tūnanā lākiniẓ-ẓālimūnal-yauma fī ḍalālim mubīn(in).

چه تیز است شنوایی آن‌ها و چه روشن است بینایی آن‌ها در روزی که به سوی ما آیند. اما ستمگران امروز (در دنیا) در گمراهی آشکاری هستند.


39

وَاَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ اِذْ قُضِيَ الْاَمْرُۘ وَهُمْ فِيْ غَفْلَةٍ وَّهُمْ لَا يُؤْمِنُوْنَ

wa anżirhum yaumal-ḥasrati iż quḍiyal-amr(u), wa hum fī gaflatiw wa hum lā yu'minūn(a).

و (ای محمد) آن‌ها را از روز حسرت (قیامت) هشدار ده، هنگامی که همه امور فیصله یافته، در حالی که آن‌ها در غفلت‌اند و ایمان نمی‌آورند.


40

اِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْاَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَاِلَيْنَا يُرْجَعُوْنَ ࣖ

innā naḥnu nariṡul-arḍa wa man ‘alaihā wa ilainā yurja‘ūn(a).

به‌راستی ما زمین و هر که بر آن است را به ارث می‌بریم، و تنها به سوی ما بازمی‌گردند.


41

وَاذْكُرْ فِى الْكِتٰبِ اِبْرٰهِيْمَ ەۗ اِنَّهٗ كَانَ صِدِّيْقًا نَّبِيًّا

ważkur fil-kitābi ibrāhīm(a), innahū kāna ṣiddīqan nabiyyā(n).

و (ای محمد) داستان ابراهیم را در کتاب (قرآن) بازگو کن، به‌راستی او بسیار راست‌گفتار و نبی بود.


42

اِذْ قَالَ لِاَبِيْهِ يٰٓاَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِيْ عَنْكَ شَيْـًٔا

iż qāla li'abīhi yā abati lima ta‘budu mā lā yasma‘u wa lā yubṣiru wa lā yugnī ‘anka syai'ā(n).

(یاد کن) هنگامی که به پدرش گفت: «ای پدرم! چرا چیزی را می‌پرستی که نه می‌شنود، نه می‌بیند، و نه کمکی به تو می‌کند؟»


43

يٰٓاَبَتِ اِنِّيْ قَدْ جَاۤءَنِيْ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِيْٓ اَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا

yā abati innī qad jā'anī minal-‘ilmi mā lam ya'tika fattabi‘nī ahdika ṣirāṭan sawiyyā(n).

«ای پدرم! به‌راستی دانشی به من رسیده که به تو نرسیده، پس از من پیروی کن، تا تو را به راه راست هدایت کنم.»


44

يٰٓاَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطٰنَۗ اِنَّ الشَّيْطٰنَ كَانَ لِلرَّحْمٰنِ عَصِيًّا

yā abati lā ta‘budisy-syaiṭān(a), innasy-syaiṭāna kāna lir-raḥmāni ‘aṣiyyā(n).

«ای پدرم! شیطان را نپرست. به‌راستی شیطان به خدای رحمان نافرمان است.»


45

يٰٓاَبَتِ اِنِّيْٓ اَخَافُ اَنْ يَّمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمٰنِ فَتَكُوْنَ لِلشَّيْطٰنِ وَلِيًّا

yā abati innī akhāfu ay yamassaka ‘ażābum minar-raḥmāni fa takūna lisy-syaiṭāni waliyyā(n).

«ای پدرم! می‌ترسم عذابی از خدای رحمان به تو برسد، آن‌گاه دوست شیطان شوی.»


46

قَالَ اَرَاغِبٌ اَنْتَ عَنْ اٰلِهَتِيْ يٰٓاِبْرٰهِيْمُ ۚ لَىِٕنْ لَّمْ تَنْتَهِ لَاَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِيْ مَلِيًّا

qāla arāgibun anta ‘an ālihatī yā ibrāhīm(u), la'illam tantahi la'arjumannaka wahjurnī maliyyā(n).

او (پدرش) گفت: «ای ابراهیم! آیا از خدایانم بیزاری؟ اگر دست نکشی، تو را سنگسار می‌کنم، پس برای مدتی طولانی از من دور شو.»


47

قَالَ سَلٰمٌ عَلَيْكَۚ سَاَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّيْۗ اِنَّهٗ كَانَ بِيْ حَفِيًّا

qāla salāmun ‘alaik(a), sa'astagfiru laka rabbī, innahū kāna bī ḥafiyyā(n).

او (ابراهیم) گفت: «سلام بر تو، برایت از پروردگارم آمرزش می‌طلبم. به‌راستی او به من بسیار مهربان است.»


48

وَاَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُوْنَ مِنْ دُوْنِ اللّٰهِ وَاَدْعُوْا رَبِّيْۖ عَسٰٓى اَلَّآ اَكُوْنَ بِدُعَاۤءِ رَبِّيْ شَقِيًّا

wa a‘tazilukum wa mā tad‘ūna min dūnillāhi wa ad‘ū rabbī, ‘asā allā akūna bidu‘ā'i rabbī syaqiyyā(n).

«و من از تو و از آنچه به‌جز خدا می‌پرستی کناره می‌گیرم، و پروردگارم را می‌خوانم، امیدوارم که در دعا به سوی پروردگارم ناامید نشوم.»


49

فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُوْنَ مِنْ دُوْنِ اللّٰهِ ۙوَهَبْنَا لَهٗٓ اِسْحٰقَ وَيَعْقُوْبَۗ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا

falamma‘tazalahum wa mā ya‘budūna min dūnillāh(i), wahabnā lahū isḥāqa wa ya‘qūb(a), wa kullan ja‘alnā nabiyyā(n).

پس هنگامی که از آن‌ها و آنچه به‌جز خدا می‌پرستیدند کناره گرفت، ما به او اسحاق و یعقوب را عطا کردیم و هر یک را نبی قرار دادیم.


50

وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِّنْ رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا ࣖ

wa wahabnā lahum mir raḥmatinā wa ja‘alnā lahum lisāna ṣidqin ‘aliyyā(n).

و از رحمت خود به آن‌ها بخشیدیم و برایشان نام نیک و والایی قرار دادیم.


51

وَاذْكُرْ فِى الْكِتٰبِ مُوْسٰٓىۖ اِنَّهٗ كَانَ مُخْلَصًا وَّكَانَ رَسُوْلًا نَّبِيًّا

ważkur fil-kitābi mūsā, innahū kāna mukhlaṣaw wa kāna rasūlan nabiyyā(n).

و (ای محمد) داستان موسی را در کتاب (قرآن) بازگو کن. به‌راستی او برگزیده بود، و رسول و نبی بود.


52

وَنَادَيْنٰهُ مِنْ جَانِبِ الطُّوْرِ الْاَيْمَنِ وَقَرَّبْنٰهُ نَجِيًّا

wa nādaināhu min jānibiṭ-ṭūril-aimani wa qarrabnāhu najiyyā(n).

و ما او را از سمت راست کوه (سینا) ندا دادیم و او را برای گفت‌وگو نزدیک کردیم.


53

وَوَهَبْنَا لَهٗ مِنْ رَّحْمَتِنَآ اَخَاهُ هٰرُوْنَ نَبِيًّا

wa wahabnā lahū mir raḥmatinā akhāhu hārūna nabiyyā(n).

و از رحمت خود، برادرش هارون را به عنوان نبی به او عطا کردیم.


54

وَاذْكُرْ فِى الْكِتٰبِ اِسْمٰعِيْلَ ۖاِنَّهٗ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُوْلًا نَّبِيًّا ۚ

ważkur fil-kitābi ismā‘īl(a), innahū kāna ṣādiqal-wa‘di wa kāna rasūlan nabiyyā(n).

و (ای محمد) داستان اسماعیل را در کتاب (قرآن) بازگو کن. به‌راستی او به وعده‌اش وفادار بود، و رسول و نبی بود.


55

وَكَانَ يَأْمُرُ اَهْلَهٗ بِالصَّلٰوةِ وَالزَّكٰوةِۖ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهٖ مَرْضِيًّا

wa kāna ya'muru ahlahū biṣ-ṣalāti waz-zakāh(ti), wa kāna ‘inda rabbihī marḍiyyā(n).

و به قومش امر به نماز و زکات می‌کرد و نزد پروردگارش مورد رضایت بود.


56

وَاذْكُرْ فِى الْكِتٰبِ اِدْرِيْسَۖ اِنَّهٗ كَانَ صِدِّيْقًا نَّبِيًّا ۙ

ważkur fil-kitābi idrīs(a), innahū kāna ṣādiqan nabiyyā(n).

و (ای محمد) داستان ادریس را در کتاب (قرآن) بازگو کن. به‌راستی او بسیار راست‌گفتار و نبی بود،


57

وَّرَفَعْنٰهُ مَكَانًا عَلِيًّا

wa rafa‘nāhu makānan ‘aliyyā(n).

و ما او را به مقامی والا برافراشتیم.


58

اُولٰۤىِٕكَ الَّذِيْنَ اَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ مِّنَ النَّبِيّٖنَ مِنْ ذُرِّيَّةِ اٰدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوْحٍۖ وَّمِنْ ذُرِّيَّةِ اِبْرٰهِيْمَ وَاِسْرَاۤءِيْلَ ۖوَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَاۗ اِذَا تُتْلٰى عَلَيْهِمْ اٰيٰتُ الرَّحْمٰنِ خَرُّوْا سُجَّدًا وَّبُكِيًّا ۩

ulā'ikal-lażīna an‘amallāhu ‘alaihim minan-nabiyyīna min żurriyyati ādama wa mimman ḥamalnā ma‘a nūḥ(in), wa min żurriyyati ibrāhīma wa isrā'īl(a), wa mimman hadainā wajtabainā, iżā tutlā ‘alaihim āyātur-raḥmāni kharrū sujjadaw wa bukiyyā(n).

اینان کسانی‌اند که خدا به آن‌ها نعمت داد، از پیامبرانی از نسل آدم، و از کسانی که با نوح (در کشتی) بردیم، و از نسل ابراهیم و اسرائیل (یعقوب)، و از کسانی که هدایت کردیم و برگزیدیم. هنگامی که آیات خدای رحمان بر آن‌ها خوانده می‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک می‌افتادند.


59

۞ فَخَلَفَ مِنْۢ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ اَضَاعُوا الصَّلٰوةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوٰتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ۙ

fa khalafa mim ba‘dihim khalfun aḍā‘uṣ-ṣalāta wattaba‘usy-syahawāti fa saufa yalqauna gayyā(n).

سپس پس از آن‌ها جانشینانی آمدند که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی کردند، پس به‌زودی به گمراهی خواهند افتاد،


60

اِلَّا مَنْ تَابَ وَاٰمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَاُولٰۤىِٕكَ يَدْخُلُوْنَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُوْنَ شَيْـًٔا ۙ

illā man tāba wa āmana wa ‘amila ṣāliḥan fa ulā'ika yadkhulūnal-jannata wa lā yuẓlamūna syai'ā(n).

مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کار نیک کنند، پس اینان به بهشت درمی‌آیند و هیچ ستمی بر آن‌ها نخواهد شد،


61

جَنّٰتِ عَدْنِ ِۨالَّتِيْ وَعَدَ الرَّحْمٰنُ عِبَادَهٗ بِالْغَيْبِۗ اِنَّهٗ كَانَ وَعْدُهٗ مَأْتِيًّا

jannāti ‘adninil-latī wa‘adar-raḥmānu ‘ibādahū bil-gaib(i), innahū kāna wa‘duhū ma'tiyyā(n).

(یعنی) باغ‌های عدن که خدای رحمان به بندگانش وعده داده، هرچند (آن بهشت) دیده نشود. به‌راستی وعده او حتمی است.


62

لَا يَسْمَعُوْنَ فِيْهَا لَغْوًا اِلَّا سَلٰمًاۗ وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيْهَا بُكْرَةً وَّعَشِيًّا

lā yasma‘ūna fīhā lagwan illā salāmā(n), wa lahum rizquhum fīhā bukrataw wa ‘asyiyyā(n).

در آن (بهشت) سخنی بیهوده نمی‌شنوند، جز (کلام) سلام. و برایشان در آن، روزی صبح و شام است.


63

تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِيْ نُوْرِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا

tilkal-jannatul-latī nūriṡu min ‘ibādinā man kāna taqiyyā(n).

این بهشتی است که ما به بندگان پرهیزگارمان به ارث می‌دهیم.


64

وَمَا نَتَنَزَّلُ اِلَّا بِاَمْرِ رَبِّكَۚ لَهٗ مَا بَيْنَ اَيْدِيْنَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذٰلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ۚ

wa mā natanazzalu illā bi'amri rabbik(a), lahū mā baina aidīnā wa mā khalfanā wa mā baina żālika wa mā kāna rabbuka nasiyyā(n).

و (فرشتگان گفتند): «ما جز به فرمان پروردگارت فرو نمی‌آییم. آنچه پیش روی ما و پشت سر ماست و آنچه میان آن‌هاست از آن اوست، و پروردگارت فراموشکار نیست.»


65

رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهٖۗ هَلْ تَعْلَمُ لَهٗ سَمِيًّا ࣖ

rabbus-samāwāti wal-arḍi wa mā bainahumā fa‘budhu waṣṭabir li‘ibādatih(ī), hal ta‘lamu lahū samiyyā(n).

(او) پروردگار آسمان‌ها و زمین و هرچه میان آن‌هاست، پس او را بپرست و در پرستش او شکیبا باش. آیا نامی همتای او می‌شناسی؟


66

وَيَقُوْلُ الْاِنْسَانُ ءَاِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ اُخْرَجُ حَيًّا

wa yaqūlul-insānu a'iżā mā mittu lasaufa ukhraju ḥayyā(n).

و انسان (کافر) می‌گوید: «آیا هنگامی که مُردم، دوباره زنده برانگیخته می‌شوم؟»


67

اَوَلَا يَذْكُرُ الْاِنْسَانُ اَنَّا خَلَقْنٰهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْـًٔا

awalā yażkurul-insānu annā khalaqnāhu min qablu wa lam yaku syai'ā(n).

آیا انسان به یاد نمی‌آورد که ما او را پیش‌تر آفریدیم، در حالی که هیچ نبود؟


68

فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيٰطِيْنَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا

fa wa rabbika lanaḥsyurannahum wasy-syayāṭīna ṡumma lanuḥḍirannahum ḥaula jahannama jiṡiyyā(n).

پس به پروردگارت سوگند، ما آن‌ها را با شیطان‌ها گرد می‌آوریم، سپس آن‌ها را به دور جهنم زانوزده می‌آریم.


69

ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيْعَةٍ اَيُّهُمْ اَشَدُّ عَلَى الرَّحْمٰنِ عِتِيًّا ۚ

Ṡumma lananzi‘anna min kulli syī‘atin ayyuhum asyaddu ‘alar-raḥmāni ‘itiyyā(n).

سپس از هر گروه، آن که به خدای رحمان سرکشی بیشتری کرده، جدا می‌کنیم.


70

ثُمَّ لَنَحْنُ اَعْلَمُ بِالَّذِيْنَ هُمْ اَوْلٰى بِهَا صِلِيًّا

Ṡumma lanaḥnu a‘lamu bil-lażīna hum aulā bihā ṣiliyyā(n).

و ما بهتر می‌دانیم چه کسانی سزاوار (ورود به) آن (جهانم) هستند.


71

وَاِنْ مِّنْكُمْ اِلَّا وَارِدُهَا ۚ كَانَ عَلٰى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا ۚ

wa im minkum illā wāriduhā, kāna ‘alā rabbika ḥatmam maqḍiyyā(n).

و هیچ‌یک از شما نیست که به آن (جهانم) نرسد. این برای پروردگارت حکمی قطعی است.


72

ثُمَّ نُنَجِّى الَّذِيْنَ اتَّقَوْا وَّنَذَرُ الظّٰلِمِيْنَ فِيْهَا جِثِيًّا

Ṡumma nunajjil-lażīnattaqau wa nażaruẓ-ẓālimīna fīhā jiṡiyyā(n).

سپس کسانی را که پرهیزگار بودند نجات می‌دهیم و ستمگران را در آن زانوزده رها می‌کنیم.


73

وَاِذَا تُتْلٰى عَلَيْهِمْ اٰيٰتُنَا بَيِّنٰتٍ قَالَ الَّذِيْنَ كَفَرُوْا لِلَّذِيْنَ اٰمَنُوْٓاۙ اَيُّ الْفَرِيْقَيْنِ خَيْرٌ مَّقَامًا وَّاَحْسَنُ نَدِيًّا

wa iżā tutlā ‘alaihim āyātunā bayyinātin qālal-lażīna kafarū lil-lażīna āmanū, ayyul-farīqaini khairum maqāmaw wa aḥsanu nadiyyā(n).

و هنگامی که آیات روشن ما بر آن‌ها خوانده می‌شود، کافران به مؤمنان می‌گویند: «کدام‌یک از این دو گروه جایگاه بهتری دارند و مجلس نیکوتر؟»


74

وَكَمْ اَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِّنْ قَرْنٍ هُمْ اَحْسَنُ اَثَاثًا وَّرِءْيًا

wa kam ahlaknā qablahum min qarnin hum aḥsanu aṡāṡaw wa ri'yā(n).

و چه بسیار امت‌هایی که پیش از آن‌ها نابود کردیم، در حالی که از نظر اسباب و ظاهر بهتر بودند.


75

قُلْ مَنْ كَانَ فِى الضَّلٰلَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمٰنُ مَدًّا ەۚ حَتّٰىٓ اِذَا رَاَوْا مَا يُوْعَدُوْنَ اِمَّا الْعَذَابَ وَاِمَّا السَّاعَةَ ۗفَسَيَعْلَمُوْنَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَانًا وَّاَضْعَفُ جُنْدًا

qul man kāna fiḍ-ḍalālati falyamdud lahur-raḥmānu maddā(n), ḥattā iżā ra'au mā yū‘adūna immal-‘ażāba wa immas-sā‘ata fa saya‘lamūna man huwa syarrum makānaw wa aḍ‘afu jundā(n).

بگو (ای محمد): «هر که در گمراهی است، خدای رحمان به او مهلت می‌دهد، تا وقتی آنچه به آن‌ها وعده داده شده، چه عذاب و چه قیامت را ببینند، آن‌گاه خواهند دانست چه کسی جایگاه بدتر و سپاهی ضعیف‌تر دارد.»


76

وَيَزِيْدُ اللّٰهُ الَّذِيْنَ اهْتَدَوْا هُدًىۗ وَالْبٰقِيٰتُ الصّٰلِحٰتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَّخَيْرٌ مَّرَدًّا

wa yazīdullāhul-lażīnahtadau hudā(n), wal-bāqiyātuṣ-ṣāliḥātu khairun ‘inda rabbika ṡawābaw wa khairum maraddā(n).

و خدا به کسانی که هدایت یافته‌اند، بر هدایتشان می‌افزاید. و اعمال نیک ماندگار نزد پروردگارت پاداشی بهتر و سرانجامی نیکوتر دارند.


77

اَفَرَاَيْتَ الَّذِيْ كَفَرَ بِاٰيٰتِنَا وَقَالَ لَاُوْتَيَنَّ مَالًا وَّوَلَدًا ۗ

afa ra'aital-lażī kafara bi'āyātinā wa qāla la'ūtayanna mālaw wa waladā(n).

آیا دیده‌ای کسی را که آیات ما را انکار کرد و گفت: «حتماً به من مال و فرزند داده خواهد شد»؟


78

اَطَّلَعَ الْغَيْبَ اَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْدًا ۙ

aṭṭala‘al-gaiba amittakhaża ‘indar-raḥmāni ‘ahdā(n).

آیا او غیب را دیده یا نزد خدای رحمان پیمانی بسته است؟


79

كَلَّا ۗسَنَكْتُبُ مَا يَقُوْلُ وَنَمُدُّ لَهٗ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا ۙ

kallā, sanaktubu mā yaqūlu wa namuddu lahū minal-‘ażābi maddā(n).

هرگز! ما آنچه او می‌گوید را می‌نویسیم و عذابش را به‌طور کامل افزایش می‌دهیم،


80

وَّنَرِثُهٗ مَا يَقُوْلُ وَيَأْتِيْنَا فَرْدًا

wa nariṡuhū mā yaqūlu wa ya'tīnā fardā(n).

و آنچه می‌گوید (مال و فرزند) را به ارث می‌بریم، و او تنها به سوی ما می‌آید.


81

وَاتَّخَذُوْا مِنْ دُوْنِ اللّٰهِ اٰلِهَةً لِّيَكُوْنُوْا لَهُمْ عِزًّا ۙ

wattakhażū min dūnillāhi ālihatal liyakūnū lahum ‘izzā(n).

و آن‌ها به‌جز خدا، خدایانی برگزیدند تا برایشان عزت آورند.


82

كَلَّا ۗسَيَكْفُرُوْنَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُوْنُوْنَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا ࣖ

kallā, sayakfurūna bi‘ibādatihim wa yakūnūna ‘alaihim ḍiddā(n).

هرگز! (آن خدایان) پرستش آن‌ها را انکار می‌کنند و علیه‌شان می‌شوند.


83

اَلَمْ تَرَ اَنَّآ اَرْسَلْنَا الشَّيٰطِيْنَ عَلَى الْكٰفِرِيْنَ تَؤُزُّهُمْ اَزًّا ۙ

alam tara annā arsalnasy-syayāṭīna ‘alal-kāfirīna ta'uzzuhum azzā(n).

آیا ندیدی که ما شیطان‌ها را بر کافران فرستادیم تا آن‌ها را به شدت (به گناه) وادار کنند؟


84

فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْۗ اِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا ۗ

falā ta‘jal ‘alaihim, innamā na‘uddu lahum ‘addā(n).

پس (ای محمد) درباره آن‌ها شتاب نکن، زیرا ما برایشان با دقت (روز عذاب) را می‌شماریم.


85

يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِيْنَ اِلَى الرَّحْمٰنِ وَفْدًا

yauma naḥsyurul-muttaqīna ilar-raḥmāni wafdā(n).

(یاد کن) روزی که پرهیزگاران را مانند کاروانی گرامی به سوی خدای رحمان گرد می‌آوریم،


86

وَنَسُوْقُ الْمُجْرِمِيْنَ اِلٰى جَهَنَّمَ وِرْدًا ۘ

wa nasūqul-mujrimīna ilā jahannama wirdā(n).

و ستمگران را تشنه به سوی جهنم می‌رانیم.


87

لَا يَمْلِكُوْنَ الشَّفَاعَةَ اِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْدًا ۘ

lā yamlikūnasy-syafā‘ata illā manittakhaża ‘indar-raḥmāni ‘ahdā(n).

آن‌ها (کافران) از شفاعت بهره‌ای ندارند، مگر کسی که نزد خدای رحمان پیمانی دارد.


88

وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَدًا ۗ

wa qāluttakhażar-raḥmānu waladā(n).

و آن‌ها گفتند: «خدای رحمان فرزندی گرفته است.»


89

لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْـًٔا اِدًّا ۙ

laqad ji'tum syai'an iddā(n).

به‌راستی شما سخنی بسیار زشت آورده‌اید،


90

تَكَادُ السَّمٰوٰتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْاَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا ۙ

takādus-samāwātu yatafaṭṭarna minhu wa tansyaqqul-arḍu wa takhirrul-jibālu haddā(n).

که از آن آسمان‌ها نزدیک است درهم شکافد، و زمین بشکافد، و کوه‌ها فرو ریزد،


91

اَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمٰنِ وَلَدًا ۚ

an da‘au lir-raḥmāni waladā(n).

زیرا برای خدای رحمان فرزندی قائل شدند.


92

وَمَا يَنْۢبَغِيْ لِلرَّحْمٰنِ اَنْ يَّتَّخِذَ وَلَدًا ۗ

wa mā yambagī lir-raḥmāni ay yattakhiża waladā(n).

و برای خدای رحمان شایسته نیست که فرزندی داشته باشد.


93

اِنْ كُلُّ مَنْ فِى السَّمٰوٰتِ وَالْاَرْضِ اِلَّآ اٰتِى الرَّحْمٰنِ عَبْدًا ۗ

in kullu man fis-samāwāti wal-arḍi illā ātir-raḥmāni ‘abdā(n).

هیچ‌کس در آسمان‌ها و زمین نیست مگر آنکه به‌عنوان بنده به سوی خدای رحمان می‌آید.


94

لَقَدْ اَحْصٰىهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا ۗ

laqad aḥṣāhum wa ‘addahum ‘addā(n).

او (الله) به‌راستی تعدادشان را می‌داند و آن‌ها را با دقت شمرده است.


95

وَكُلُّهُمْ اٰتِيْهِ يَوْمَ الْقِيٰمَةِ فَرْدًا

wa kulluhum ātīhi yaumal-qiyāmati fardā(n).

و هر یک از آن‌ها در روز قیامت تنها به سوی او می‌آیند.


96

اِنَّ الَّذِيْنَ اٰمَنُوْا وَعَمِلُوا الصّٰلِحٰتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمٰنُ وُدًّا

innal-lażīna āmanū wa ‘amiluṣ-ṣāliḥāti sayaj‘alu lahumur-raḥmānu wuddā(n).

به‌راستی کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای نیک کرده‌اند، خدای رحمان محبت (در دل‌ها) برایشان قرار می‌دهد.


97

فَاِنَّمَا يَسَّرْنٰهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِيْنَ وَتُنْذِرَ بِهٖ قَوْمًا لُّدًّا

fa innamā yassarnāhu bilisānika litubasysyira bihil-muttaqīna wa tunżira bihī qaumal luddā(n).

پس ما (قرآن) را به زبان تو آسان کردیم تا با آن به پرهیزگاران بشارت دهی و قوم ستیزه‌جو را هشدار دهی.


98

وَكَمْ اَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِّنْ قَرْنٍۗ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِّنْ اَحَدٍ اَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًا ࣖ

wa kam ahlaknā qablahum min qarn(in), hal tuḥissu minhum min aḥadin au tasma‘u lahum rikzā(n).

و چه بسیار امت‌هایی که پیش از آن‌ها نابود کردیم. آیا یکی از آن‌ها را می‌بینی یا صدایی (هرچند آهسته) از آن‌ها می‌شنوی؟