ورود به اسلام، اینجا کلیک کنید
اسلام الحق: قرآن و حدیث
(اسلام حقیقی)



موضوع - پیامبران داستان های رسولان حضرت یوسف ع حضرت یوسف و برادر کوچکترش (بنیامین) متقاعد کردن پیامبر یعقوب به فرستادن بنیامین

نتایج جستجوی آیات :
کل آیات : 4
63
Q.S جوزف (12:63)

فَلَمَّا رَجَعُوْٓا اِلٰٓى اَبِيْهِمْ قَالُوْا يٰٓاَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَاَرْسِلْ مَعَنَآ اَخَانَا نَكْتَلْ وَاِنَّا لَهٗ لَحٰفِظُوْنَ

falammā raja‘ū ilā abīhim qālū yā abānā muni‘a minnal-kailu fa arsil ma‘anā akhānā naktal wa innā lahū laḥāfiẓūn(a).

پس هنگامی که به سوی پدرشان بازگشتند، گفتند: «ای پدر ما! دیگر پیمانه‌ای (گندم) به ما نمی‌دهند (اگر برادرمان را نیاوریم)، پس برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه‌ای بگیریم، و ما حتماً از او مراقبت می‌کنیم.»


64
Q.S جوزف (12:64)

قَالَ هَلْ اٰمَنُكُمْ عَلَيْهِ اِلَّا كَمَآ اَمِنْتُكُمْ عَلٰٓى اَخِيْهِ مِنْ قَبْلُۗ فَاللّٰهُ خَيْرٌ حٰفِظًا وَّهُوَ اَرْحَمُ الرّٰحِمِيْنَ

qāla hal āmanukum ‘alaihi illā kamā amintukum ‘alā akhīhi min qabl(u), fallāhu khairun ḥāfiẓaw wa huwa arḥamur-rāḥimīn(a).

او (یعقوب) گفت: «چگونه او (بنیامین) را به شما بسپارم، همان‌طور که پیش‌تر برادرش (یوسف) را به شما سپردم؟» پس خدا بهترین نگهبان است و او مهربان‌ترین مهربانان است.


65
Q.S جوزف (12:65)

وَلَمَّا فَتَحُوْا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوْا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ اِلَيْهِمْۗ قَالُوْا يٰٓاَبَانَا مَا نَبْغِيْۗ هٰذِهٖ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ اِلَيْنَا وَنَمِيْرُ اَهْلَنَا وَنَحْفَظُ اَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيْرٍۗ ذٰلِكَ كَيْلٌ يَّسِيْرٌ

wa lammā fataḥū matā‘ahum wajadū biḍā‘atahum ruddat ilaihim, qālū yā abānā mā nabgī, hāżihī biḍā‘atunā ruddat ilainā wa namīru ahlanā wa naḥfaẓu akhānā wa nazdādu kaila ba‘īr(in), żālika kailuy yasīr(un).

و هنگامی که اموالشان را گشودند، دیدند کالاهایشان (بهای گندم) به آن‌ها بازگردانده شده است. گفتند: «ای پدر ما! چه چیز دیگری بخواهیم؟ این کالاهای ما به ما بازگردانده شده است، و ما می‌توانیم برای خانواده‌مان غذا تهیه کنیم، و از برادرمان مراقبت می‌کنیم، و پیمانه‌ای به وزن بار شتر اضافه می‌گیریم. این برای (پادشاه مصر) آسان است.»


66
Q.S جوزف (12:66)

قَالَ لَنْ اُرْسِلَهٗ مَعَكُمْ حَتّٰى تُؤْتُوْنِ مَوْثِقًا مِّنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِيْ بِهٖٓ اِلَّآ اَنْ يُّحَاطَ بِكُمْۚ فَلَمَّآ اٰتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللّٰهُ عَلٰى مَا نَقُوْلُ وَكِيْلٌ

qāla lan ursilahū ma‘akum ḥattā tu'tūni mauṡiqam minallāhi lata'tunnanī bihī illā ayyuḥāṭa bikum, falammā ātauhu mauṡiqahum qālallāhu ‘alā mā naqūlu wakīl(un).

او (یعقوب) گفت: «او را با شما نمی‌فرستم تا به نام خدا سوگند یاد کنید که حتماً او را به من بازمی‌گردانید، مگر این که (دشمن) شما را دربر گیرد.» پس از آن که سوگند یاد کردند، گفت: «خدا بر آنچه می‌گوییم گواه است.»