32
Q.S غمگین (38:32)
فَقَالَ اِنِّيْٓ اَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّيْۚ حَتّٰى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِۗ
fa qāla innī aḥbabtu ḥubbal-khairi ‘an żikri rabbī, ḥattā tawārat bil-ḥijāb(i).
(سلیمان) گفت: «من به عشق اسبها پرداختم، تا جایی که از یاد پروردگارم غافل شدم، تا زمانی که خورشید غروب کرد.»
33
Q.S غمگین (38:33)
رُدُّوْهَا عَلَيَّ ۚفَطَفِقَ مَسْحًا ۢبِالسُّوْقِ وَالْاَعْنَاقِ
ruddūhā ‘alayy(a), faṭafiqa masḥam bis-sūqi wal-a‘nāq(i).
«آنها را به سوی من بازگردانید.» سپس شروع به نوازش پاها و گردنهایشان کرد.
34
Q.S غمگین (38:34)
وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمٰنَ وَاَلْقَيْنَا عَلٰى كُرْسِيِّهٖ جَسَدًا ثُمَّ اَنَابَ
wa laqad fatannā sulaimāna wa alqainā ‘alā kursiyyihī jasadan ṡumma anāb(a).
و ما سلیمان را آزمودیم و جسدی را بر تخت او قرار دادیم، سپس او توبه کرد.